نقطه نظرات شخصي من در مورد بورس ايران و بين الملل
در بازار سهام معمولان برخي از سرمايه گذاران وجود دارند كه متاسفانه هر چه شما سعي كنيد از ضرر كردن آنها جلوگيري كنيد، آنها به حرف شما گوش نمي‌كنند، مگر تا زماني كه ديگر خيلي دير شده است. تنها پس از باختن همه دارايي‌ خود، آنها مي‌پذيرند كه اشتباه كرده‌اند.

در واقع بزرگ‌ترين اشتباهي كه ممكن است شما مرتكب شويد اين است كه تشخيص ندهيد كه داريد اشتباه مي‌كنيد. آشكارترين نشانه انجام اشتباه توسط شما، ضرر كردن شما است. ضرر بيش از 10 درصد در يك سرمايه‌گذاري علامت بروز يك اشتباه است. به خاطر داشته باشيد كه هدف شما از سرمايه‌گذاري در بازار سهام، از دست دادن سرمايه نيست. هدف اين نوشتار كمك به شما در جلوگيري از بروز اشتباهاتي است كه دامنگير بسياري از سرمايه گذاران و تاجران مي‌شود. بيشتر وقت‌ها ما خود بزرگ‌ترين دشمن خود هستيم.

اشتباه شماره 1: عدم فروش سهام در حال تنزل‌

به دلايل متعدد، برخي افراد سهام در حال تنزل خود را مدتي طولاني نگه مي‌دارند. عدم توانايي گريز از اين موقعيت‌هاي زيانبار، احتمالا دليل اصلي تخريب سرمايه بسياري از سرمايه‌گذاران و تاجران است. معمولا حفظ سهام در حال تنزل توسط افراد، دلايل روان شناختي دارد. اگر براي جلوگيري از ضرر، يك سهام را بفروشيد، ممكن است به خاطر اينكه زودتر آن را نفروخته‌ايد خود را سرزنش كنيد. صرف نظر از اينكه سهام را به چه قيمتي فروخته‌ايد، هميشه پس از فروش آن ممكن است تصور كنيد كه مي‌توانستيد بهتر از اين عمل كنيد. بسياري از افراد تصور مي‌كنند كه در انتخاب سهام، هرگز دچار اشتباه نخواهند شد، ساير افراد نيز خود را اميدوار مي‌كنند كه بالاخره يك روز قيمت‌ها به حالت مطلوب برخواهد گشت. در زماني كه بازار سهام رونق زيادي دارد، هنگام افت ارزش سهام به ميزان 10 تا 15 درصد، مردم نه تنها سهام خود را نمي‌فروشند، بلكه سهام بيشتري را نيز مي‌خرند. اگر چه آنها مي‌توانند با فروختن سهام از ضرر خود جلوگيري كنند، اما از اين كار خودداري مي‌كنند.

براي به حداقل رساندن ضرر، قبل از خريد اولين سهام بايد يك برنامه مشخص را طراحي كنيد. مهم‌ترين قانوني كه شما همواره بايد به خاطر داشته و به آن عمل كنيد، اين است كه اگر در يك سرمايه‌گذاري ضرر شما به بيش از 10 درصد رسيد، آن را بفروشيد. شما ضرر مي‌كنيد به همين دليل سهام خود را مي‌فروشيد. هنگام خريد سهام مي‌توانيد يك در خواست مانع ضرر (Stop loss order) را تنظيم كرده و از شركت مربوطه بخواهيد كه در صورت كاهش سهام به ميزان 10 درصد آن را بفروشد، همچنين مي‌توانيد اين موضوع را به خاطر بسپاريد تا هنگام تنزل ارزش سهام، خودتان آن را بفروشيد. نكته اصلي سرعت عمل در هنگام افت ارزش سهام است. William O.neil پيشنهاد مي‌كند كه با كاهش ارزش سهام به ميزان 8 درصد آن را بفروشيد. حتي اگر شركتي كه سهام آن را خريده‌ايد، يك شركت معتبر است، اگر قيمت سهام آن پايين آمد، فورا قانون 10 درصد را به كار بگيريد. (البته استثنائاتي براي اين كار وجود دارد، اگر شما سهام را به قيمتي كه حدس مي‌زنيد پايين‌ترين حد قيمت آن سهام است، خريديد و به نظر مي‌رسد كه پس از كاهش 10 درصدي ارزش آن، مجددا رونق گيرد و ارزش آن بالا رود، نگه داشتن آن عمل معقولي است. قانون 10 درصد براي سرمايه گذاران و تاجران بي‌نظم طراحي شده است تا نگذارند يك ضرر كوچك به يك ضرر بزرگ تبديل شود).

اشتباه شماره 2: اجازه مي‌دهيد كه سهام برنده شما تبديل به سهام بازنده شود.

اگر شما يك سهام را بفروشيد تا سود آن به دستتان برسد، ممكن است بعدا اين گونه احساس كنيد كه اگر كمي ديرتر سهام را فروخته بوديد، پول بيشتر به دست مي‌آورديد. برخي افراد در يك بازار سهام، چندين ميليون تومان پول به دست مي‌آورند، اما مجددا قيمت‌ها به حالت عادي برمي‌گردد و اين پول‌‌ها محو مي‌شود. بسياري از افراد به اين نكته توجه نمي‌كنند كه چنين فرصت‌هايي ممكن است هيچ‌گاه تكرار نشود. عده‌اي نيز نه تنها سود حاصل از اين سرمايه‌گذاري را از دست مي‌دهند، بلكه اصل سرمايه را نيز مي‌بازند. براي اين افراد، آنچه دردناك‌تر از عدم كسب سود است، اين است كه ابتدا برنده بازار بوده‌اند اما بعدا تمام سرمايه را از دست داده‌‌اند.

مثالي از اين مورد، شركت سوئدي Ericsson است كه در سال 1998 مي‌توانستيد سهام اين شركت مخابراتي را به ارزش 20 دلار بخريد. از آن زمان، سهام اين شركت رو به رشد گذاشت تا اينكه يك سال بعد به 90 دلار رسيد. اگر شما فرد خوش‌شانسي بوديد، مي‌توانستيد در همان زمان، تمام سهم‌هاي خود را به قيمت 90 دلار بفروشيد، اما در عوض بسياري از مردم، آن قدر اين سهام را نزد خود نگه ‌داشتند تا اينكه در سال 2002 و قبل از تفكيك معكوس 1 به 10 توسط اين شركت، ارزش سهام آن به 1 دلار رسيد. هزاران سرمايه‌گذار سوئدي و آمريكايي، سرمايه خود را درEricsson (و بسياري از سهام‌هاي بخش تكنولوژي) از دست دادند.

اگر شما يك سهام برنده را داريد، احتمالا تصور مي‌كنيد كه فروختن زود هنگام آن، كار احمقانه‌اي است. اين تصور باعث مي‌شود كه شما يك شيوه فروش افزايشي را انتخاب كنيد Michael Sincere . نام اين شيوه را طرح 30-30 گذاشته است. اگر سهام شما بيش از 30درصد رشد داشت، 30درصد از سهام خود را بفروشيد. به اين ترتيب هم احساس پشيماني پس از افت قيمت را از بين مي‌بريد و هم احساس خوشحالي پس از رشد آن را به دست مي‌آوريدTed Warren . مي‌گويد: فروختن زود هنگام سهام، مطمئن‌تر از نگه داشتن طولاني مدت آن است.

آيا مي‌دانيد عدم فروش سهام در هنگام رشد آن، توسط افراد، چند تريليون تومان در سال به سرمايه‌گذاران خسارت وارد مي‌كند؟ متاسفانه بسياري از مردم، نظم و انضباط لازم را ندارند تا هنگامي كه قيمت سهام به اندازه كافي بالا رفت آن را بفروشند. آنها يا از ماليات مي‌ترسند، يا منتظر بالاتر رفتن قيمت سهام هستند. اگر شما به قدري روي يك سهام، سود كرديد كه شما را ارضا مي‌كند، 30درصد از اين سهام را بفروشيد. در اين صورت شما بخشي از سود خود را تثبيت مي‌كنيد، ضمن اينكه هنوز فرصت ارزيابي سبد سهام خود را نيز داريد.

اشتباه شماره 3: برخورد شديدا احساساتي در هنگام انتخاب سهام

دليل اينكه بسياري از افراد نبايد در بازار سهام شركت داشته باشند، عدم توانايي كنترل احساسات خود است. هنگام سرمايه‌گذاري در بازار سهام، بسياري از افراد تحت تاثير احساسات خود، تصميمات اشتباهي را اتخاذ مي‌كنند. در واقع، احساساتي شدن شما، نشانه اين است كه شما در بازار سهام ضرر خواهيد كرد. شما بايد به همان اندازه كه در صف سوپرماركت منتظر مي‌مانيد، براي به دست آوردن پول در بازار سهام نيز از خود صبر و حوصله نشان دهيد.

مشكلي كه معمولا دامنگير بسياري از افراد مي‌شود، اعتماد به نفس بيش از اندازه است. اگر چه مقداري اعتماد به نفس براي شروع سرمايه‌گذاري لازم است، اما رها كردن كنترل احساسات، كاري خطرناك است. يكي از دلايل پايان يافتن بازار پر رونق اخير، اين بود كه بسياري از مردم، سودهاي كلاني به دست مي‌آوردند و تصور مي‌كردند كه افراد نابغه‌اي هستند. يك گفته قديمي وجود دارد كه مي‌گويد: <در بازار پر رونق، هيچ نابغه‌اي وجود ندارد.> در واقع، كسب سود توسط بسياري از افراد، نتيجه قدرت بازار سهام است.

قبل از فروپاشي بازارهاي پر رونق سهام، بسياري از سرمايه‌گذاران به قدري حريص شده بودند كه نمي توانستند درست فكر كنند. علائم اين حرص، همه جا را گرفته بود:

- هزاران نفر شغل اصلي خود را كنار گذاشتند تا تبديل به تاجران هر روزه سهام شوند.

- قيمت‌هاي سهام در شركت‌هايي كه سودي نداشتند، در هر روز دو برابر يا سه برابر مي‌شد.

- بسياري از شركت‌ها، در طول يك سال بيش از 100 درصد افزايش قيمت داشتند.

- مردم با تحليلگران بازار مانند ستارگان سينما برخورد مي كردند.

با افت‌هاي ناگهاني ارزش سهام در بورس، اميد جاي حرص را گرفت. در واقع، اميد چيز خطرناكي است. در عشق و زندگي، همواره اميد به حل شدن مشكلات وجود دارد، اما در بازار سهام، اميد موجب تخريب سبد سهام مي‌شود. اگر تنها دليل نگه داشتن سهام توسط شما، اميد به رشد آن است بدانيد كه به سمت ضرر و زيان در حال حركت هستيدJess Livermore . مي‌گويد: <مردم موقعي كه بايد اميدوار باشند مي‌ترسند و زماني كه بايد بترسند، اميدوار مي‌شوند>. موفق‌ترين سرمايه‌گذاران كساني هستند كه در خريد سهام خود، غير احساساتي برخورد مي‌كنند. آنها در هنگام تصميم‌گيري دچار حرص، ترس و اميد نمي‌شوند و فقط به جنبه‌هاي تكنيكي كار و اطلاعات اساسي توجه مي‌كنند.

در سال 1929 و 1987 ترس شديدي، بازار بورس آمريكا را فرا گرفت. مردم فكر مي‌كردند كه ارزش سهام آنها به صفر خواهد رسيد و خواستار خروج از بازار سهام با هر قيمتي بودند. درست در همين زمان، مشخص شد كه سال 1987 در واقع شروع يك بازار پررونق است. از طرف ديگر در سال 2000، مردم هنگامي كه مي‌بايست در مورد آينده بازار سهام، بيمناك باشند، بسيار اميدوار بودند.

اشتباه شماره 4: اختصاص دادن تمام پول به يك يا دو سهام‌

يكي از مشكلاتي كه در صورت سرمايه‌گذاري مستقيم روي سهام، توسط عده زيادي از مردم بروز مي‌كند، اين است كه بيشتر مردم پول كافي براي خريد چندين سهام و ايجاد تنوع در آنها را ندارند. (به طور كلي، هيچ سهامي نبايد بيش از 10 درصد از سبد سهام شما را تشكيل دهد)، اگرچه ايجاد تنوع، سودهاي شما را محدود مي‌كند، اما در مواقعي كه يكي از سرمايه‌گذاري‌هاي شما، در آستانه ضرر قرار مي‌گيرد، بقيه سرمايه‌گذاري‌ها آن را جبران مي‌كنند.

اگر توان خريد بيش از يك يا دو سهام را نداريد، چندين كار مي‌توانيد انجام دهيد. اول اينكه، مي‌توانيد سهام شركت‌هاي سرمايه‌گذاري را بخريد تا به اين ترتيب، بتوانيد با پرداختن بخشي از قيمت بازار، تمامي آن را بخريد. دوم اينكه از يك مشاور سرمايه‌گذاري خبره براي مديريت سبد سهام و ايجاد تنوع در آن استفاده نماييد. اگر احساس مي‌كنيد بايد همه پول خود را روي يك يا دو سهام سرمايه‌گذاري كنيد، بهتر است سهام شركت‌هاي محافظه كار را كه نسبت P/E كمتر از 10 دارند را خريداري كنيد.

موارد استثناء:

اگر شما يك تاجر كوتاه مدت سهام هستيد، اختصاص تمام دارايي‌ به يك يا دو سهام، ممكن است برايتان نتيجه‌بخش باشد. مثلا برخي از تاجران بر روي يك سهام خاص تمركز مي‌كنند. اگر شما يك فرد ماهر بوده و شناخت كافي از سرمايه‌گذاري خود داشته باشيد، بهتر مي‌توانيد راجع به زمان خريد يا فروش سهام خود تصميم بگيريد. مسلما اين روش براي تاجران مناسب‌تر است تا براي سرمايه‌گذاران. البته با سرمايه‌گذاري تمام پول روي يك سهام ممكن است شما به سود زيادي برسيد، اما اين كار بيشتر شبيه يك ريسك است. براي كاهش ريسك، بهتر است تمام پول را روي يك شركت سرمايه‌گذاري، سرمايه‌گذاري كنيد نه روي يك سهام.

اشتباه شماره 5: شما قادر نيستيد در آن واحد هم منظم باشيد و هم انعطاف پذير

تقريبا هر سرمايه‌گذار حرفه‌اي، مي‌داند كه عدم وجود نظم و انضباط، مهم‌‌ترين عامل ضرر و زيان بسياري از مردم است. اگر شما فرد منظمي هستيد، پس حتما يك استراتژي، يك برنامه و يكسري مقررات را داريد و بدون توجه به احساسات خود، فقط پايبند به استراتژي، برنامه و مقررات خود هستيد. انضباط يعني داشتن شناخت كافي براي اينكه بدانيم چه بايد انجام دهيم (بخش آسان) و داشتن اراده و انگيزه براي عمل كردن آن (بخش‌مشكل). انضباط يعني اينكه شما بايد به استراتژي خود پايبند بوده و از مقررات خود پيروي كنيد.

اين انضباط، براي سرمايه‌گذاران و مديران مالي موفق، بسيار به كار مي‌آيد، اگرچه اين ايده درست است كه براي موفقيت در بازار سهام نياز به نظم و انضباط است، اما شما بايد بتوانيد بين انضباط و انعطاف‌پذيري، توازن برقرار كنيد. برخي سرمايه‌گذاران آن قدر سرسختانه به انضباط اهميت مي‌دهند كه هنگامي كه جريان بازار و سهام به ضرر آنها پيش مي‌رود، هيچ واكنشي از خود نشان نمي‌دهند. بسياري از افراد به همين دليل، سرمايه خود را از دست مي‌دهند، نظم و انضباط در كارها، امري ضروري است، اما شما بايد آنقدر واقع‌گرا باشيد كه جايزالخطا بودن خود را بپذيريد. شما بايد براي تغيير استراتژي خود، طرح و برنامه خود و مقررات خود به اندازه كافي انعطاف‌پذير باشيد، به خصوص در مواقعي كه مي‌دانيد در آستانه ضرر و زيان هستيد. براي هر قاعده‌اي، استثناهايي وجود دارد، پس شما اگر بتوانيد هم منظم و منضبط و هم انعطاف پذير باشيد، يك سرمايه‌گذار استثنايي خواهيد بود.

اشتباه شماره 6: شما از اشتباهات چيزي نمي‌آموزيد

با تجربه‌ترين سرمايه‌گذاران و تاجران سهام،مي‌دانند كه شما از شكست‌هاي خود بيش از موفقيت‌هايتان، درس مي‌گيريد. يكي از بدترين اتفاقاتي كه براي سرمايه‌گذاران مبتدي در طي چند سال گذشته پيش آمد، كسب سود سريع و آسان در بازار بود. هنگامي كه اين سودآوري آسان پايان يافت و بازار دچار آشفتگي شد، بسياري از اين افراد واقعا نمي‌دانستند چه بايد بكنند. زيرا آنها طعم ضرر و زيان را نچشيده بودند. پس به خاطر داشته باشيد كه از دست دادن پول هم براي شما مفيد است (البته به شرط اينكه تمام آن را از دست ندهيد!) در واقع، ارزش آن را دارد كه مقدار كمي در بازار ضرر كنيد تا در آينده از زيان‌هاي بزرگ در امان باشيد.

اگر ضرر شما در بازار به بيش از 10 درصد برسد، تقريبا كاري نمي‌‌توان براي جلوگيري از آن انجام داد. در اين حالت، بايد به اشتباهات خود فكر كنيد. هرگز نبايد به گونه‌اي عمل كنيد كه انگار ضرر شما فقط روي كاغذ است و در آينده جبران خواهد شد. در بازار هميشه همه‌چيز بر وفق مراد شما پيش نمي‌رود. بايد ضرر را پذيرفت و از تكرار اشتباهات جلوگيري كرد.

پس از طي اين مراحل، استراتژي سرمايه‌گذاران خود را دقيقا مرور كنيد. بايد محيط بازار را به خوبي شناخته و هر سهامي كه خريده‌ايد را به خوبي تجزيه و تحليل نماييد. اگر طبق تجزيه و تحليل تكنيكي شما، سرمايه‌تان ممكن است از دست برود، بايد تغييراتي را در سبد سهام خود اعمال نماييد.

اشتباه شماره 7: شما به افراد در حال اشتباه، گوش مي‌كنيد يا از آنها راهنمايي مي‌گيريد

اگر با شنيدن عبارت تجزيه و تحليل تكنيكي، تعجب مي‌كنيد راه ساده‌تري هم براي انتخاب سهام وجود دارد. با استفاده از راهنمايي‌هاي اشخاص مختلف شما مي‌توانيد بدون هيچ زحمتي به كسب سود بپردازيد. در واقع، يكي از آسان‌ترين راههاي از دست دادن پول، گوش دادن به راهنمايي‌هاي اقوام و آشنايان ناآگاه است. اين افراد، شما را به خريد يك سهام تشويق مي‌كنند. چون نپذيرفتن يك پيشنهاد كه پول زيادي را در پي خواهد داشت، كار مشكلي است، اقداماتي براي كاهش ريسك سرمايه‌گذاري خود مي‌توانيد انجام دهيد:

اولا، شما تا زماني كه تحقيق و بررسي لازم را روي يك پيشنهاد انجام نداده‌ايد، نبايد آن را اجرا كنيد. يك بار مشاهده نمودار سهام، مشخص مي‌كند كه آيا سهام مورد نظر شما در حال تنزل است يا خير. اكثر افراد براي تحقيق در مورد يك تلويزيون 200000 توماني، بيشتر از يك سهام 20000000 توماني وقت مي‌گذارند. اگر كسي به شما گفت كه اين سهام هرگز دچار تنزل نخواهد شد، مقدار كمي از آن سهام (حداكثر 500 سهم) را بخريد. اگر در اين سرمايه‌گذاري شكست خورديد (كه احتمال آن نيز زياد است) كمتر ضرر خواهيد كرد و ضمنا يك درس باارزش را نيز مي‌آموزيد. آيا براي انتخاب سهام بايد به كارشناس مراجعه كرد؟ فراموش نكنيد كه برخي از به ظاهر كارشناسان، انتخاب‌كنندگان بسيار بدي براي سهام هستند. برخي تحليلگران دروغ مي‌گويند، اقتصاددانان در مورد اقتصاد قضاوت درستي نمي‌كنند،CEO ها بسيار خوش‌بين هستند و بعضي شركت‌هاي حسابداري نيز ارقام را بيش از حد بزرگ مي‌كنند. در همين حال، سرمايه‌گذاران حريص و تنبل، براساس گفته‌هاي مردم، اقدام به خريد سهام مي‌نمايند. بهترين نصيحتي كه مي‌توان به شما نمود، يك جمله ساده است: گوش‌هاي خود را بسته نگه داريد.

اشتباه شماره 8: همرنگ جماعت شدن‌

آيا مي‌خواهيد ضرر كنيد؟ اگر مي‌خواهيد، هر كاري كه ديگران مي‌كنند شما هم همان را انجام دهيد. متاسفانه، اين كار مشكلي است كه بخواهيد متفاوت از ديگران فكر كنيد. اگر زندگي بزرگ‌ترين سرمايه‌گذاران و تاجران گذشته را مرور كنيد، مشاهده مي‌كنيد كه آنها معمولا در خلاف جهت بقيه حركت مي‌كردند. اين كار به معناي خريد سهام موقعي كه مردم آن را مي‌فروشند و فروش آن در زماني است كه ديگران آن را مي‌خرند. اگر شما روان‌شناسي رفتار گروه را مطالعه كنيد، در مي‌يابيد كه در بسياري از دوره‌هاي تاريخ، شاهد <جنون جمع> بوده‌ايم. اگرچه بقيه مردم هم مي‌توانند برنده باشند، اما اين موضوع زياد طول نمي‌كشد. همان طور كه گفته شد، يكي از نشانه‌هاي فروپاشي يك بازار پررونق، حالتي است كه به نظر مي‌رسد همه در بازار سهام حضور يافته‌اند. برعكس، يكي از نشانه‌هاي پايان يك بازار آشفته، اين است كه مردم از سرمايه‌گذاري در بازار بيم دارند. هنگامي كه تقريبا همه از سرمايه‌گذاري‌ خودداري مي‌كنند، بازار راكد به پايان خواهد رسيد. اما متاسفانه كسي اين پايان را اعلام نمي‌كند. شما بايد خودتان اين وضعيت را تشخيص دهيد.

توجه كنيد كه برداشت‌هاي افراد از وضعيت بازار، سريعا تغيير مي‌كند. در آستانه بهبود وضعيت بازار، معمولا عامه مردم نسبت به آن لجوج و بدبين مي‌شوند. از نشانه‌هاي اين وضعيت، كاهش علاقه مردم به خواندن كتاب‌هاي مربوط به بازار سهام، عدم علاقه به صحبت در مورد بازار سهام، بروز آثار رفاه معكوس در جامعه مانند كاهش فروش وسايل تجملي است. اگر شما يك فرد آگاه باشيد، بايد در چنين مواقعي به دنبال بهترين فرصت‌هاي خريد سهام بگرديد.

اشتباه شماره 9: عدم كسب آمادگي براي مواجه با بدترين شرايط‌

قبل از ورود به بازار سهام، شما بايد خود را آماده كنيد. اگرچه همواره بايد اميدوار به بهترين حالات باشيد، اما بايد خود را براي بدترين شرايط نيز آماده كنيد. بزرگ‌‌ترين اشتباهي كه اكثر سرمايه‌گذاران مي‌كنند ، اين است كه فكر مي‌كنند قيمت سهام آنها هرگز پايين نخواهد آمد. آنها هرگز خود را براي يك‌ بازار كساد، ركود، آشفتگي بازار و هر نوع اتفاق غيرمنتظره‌اي آماده نكرده‌اند. حتي در مواقعي كه احتمال بروز يك فاجعه مالي نيز وجود ندارد، بهتر است يك طرح ضد آشفتگي را براساس عقل و منطق ترتيب دهيد، در زير چند مرحله را كه شما مي‌توانيد براي حفظ سبد سهام خود انجام دهيد مي‌بينيد:

1-‌ بيشتر پول خود را نقد كنيد: هنگامي كه پول شما به صورت نقدينگي باشد، ( از جمله صورت حساب‌هاي دولتي) تصميم‌گيري معقولانه در مورد نحوه سرمايه‌گذاري آن، كار راحت‌تري است. در مواقع بحران‌هاي اقتصادي و سقوط بازار، نقدينگي بهترين حالت حفظ پول است. بهترين كار اين است كه پول خود را به صورت نقدينگي نگه داريد تا شرايط بهبود يابد. اگر وضع بازار واقعا رو به بهبودي است، يك راه براي موفقيت اين است كه در حالي كه سهام به قيمت بازاري مبادله مي‌شود، شما همچنان پول را به صورت نقدينگي حفظ كنيد.

2-‌ كمتر تجارت كنيد: اگر يك تاجر سهام هستيد، تعداد سهم‌هاي مبادله شده توسط خود را كاهش دهيد. هر چه كه به دست آوردن پول از بازار سهام مشكل‌تر مي‌شود، برخي از مردم به اشتباه سعي در برگرداندن سودهاي از دست رفته دارند. يادتان باشد كه قدرت حرص و طمع بيشتر از ترس مي‌باشد.

3-‌ بيشتر تحقيق كنيد: اگر وارد بازار آشفته طولاني مدتي شديد، براي مطالعه بازارها، خواندن كتاب‌ها و تجزيه و تحليل تكنيكي بازار، وقت بگذاريد. هرگاه بازار به شرايط عادي خود بازگشت، شما براي انتخاب مجدد سهام مناسب، آمادگي لازم را خواهيد داشت.

اشتباه شماره 10: مديريت غلط پول يا از دست دادن فرصت‌هاي سودآور

مديريت پول، براي بسياري از افراد كار مشكلي است، اما يكي از شرايط ضروري موفقيت در بازار است.

متاسفانه اگر شما نتوانيد مديريت صحيح پول را انجام دهيد، در آينده با مشكلات مالي مواجه خواهيد شد (مگر آن كه شخصي را مسوول انجام اين كار كنيد).

در پايان، آنچه اهميت دارد اين است كه چقدر پول را نگه مي‌‌داريد نه اينكه چقدر پول را به دست مي‌آوريد. آيا مي‌خواهيد راز به دست آوردن پول در بازار سهام يا هر سرمايه‌گذاري ديگري را بدانيد؟ راز آن اين است كه هيچ پولي را از دست ندهيد، مسلما كمتر سرمايه‌گذاري پيدا مي‌شود كه ضرر نكرده باشد، اما هرگز نبايد از تلاش بازايستاد.به همان اندازه كه مديريت غلط پول، زيان‌آور است، از دست دادن فرصت‌هاي سودآور نيز يك ضرر محسوب مي‌شود. كمي احساس ترس ممكن است براي جلوگيري از زيان مفيد باشد، اما ترس بيش از اندازه در بعضي موارد باعث مي‌شود كه شما يك فرصت سرمايه‌گذاري يا تجارت سودآور را از دست بدهيد. اين ترس از زيان است كه بسياري از افراد را از خريد يا فروش به موقع سهام باز مي‌دارد. معمولا ترس از فقدان اطلاعات كافي ناشي مي‌شود. پس ضروري است كه هنگام به وجود آمدن فرصت‌هاي مالي، خودتان تحقيقات لازم را انجام دهيد. اين موجب مي‌شود كه شما بر اساس دانسته‌هاي خود و نه بر مبناي احساسات، اقدام به تصميم‌گيري كنيد.

مسلما، شما تمامي اطلاعاتي كه براي موفقيت صد در صد لازم است را نداريد. شما بايد بر مبناي بهترين اطلاعاتي كه داريد، تصميم‌گيري نماييد. در اكثر موارد اين تصميم‌گيري اشتباه خواهد بود، زيرا اغلب، اطلاعات كافي براي يك تصميم‌گيري كاملا فاقد ريسك را در اختيار نداريد. اما به هر حال بايد به تلاش خود ادامه دهيد. ترس از ضرر، بسياري از افراد را به‌طور كامل از تصميم‌گيري عاجز مي‌نمايد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 2:30  توسط   | 

مقدمه :
یکی از عواملی که در توسعه و رشد بازار سرمایه نقش موثری دارد آشنایی سرمایه گذاران و معامله گران بازار سرمایه با روشهای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و افزایش توان تحلیل گیری آنها است . بی شک از طریق تجزیه و تحلیل دقیق و هوشیارانه می توان ریسک بازار سرمایه یا مخاطره سرمایه گذاران را تقلیل داد و جلوی ضرر و زیان افراطی و ناشی گری حاصل از برآیند سرمایه گذاری را خنثی نمود . با توجه به سیاست های اخیر بورس اوراق بهادار در خصوص گسترش جغرافیایی و موضوعی بورس که در پی آن تالارهای متعدد منطقه ای در اقصی نقاط کشور ایجاد شده است یقیناً می طلبد که فرهنگ عامه سرمایه گذاری در بازار سرمایه تقویت گردد .
یکی از این عوامل موثر و تقویت کننده که به نوبه خود می تواند سبب تداوم رشد و توسعه بورس اوراق بهادار گردد و سر منشاء گفتمان بهتری در مدیریت نقدینگی جامعه و مبحث فاینانس شرکتها باشد، بدون تردید گسترش آموزش های مورد نیاز جهت انجام معاملات سودمند و در وهله بعد آموزشهای لازم در خصوص مهارت تحلیل گری و تجزیه و تحلیل اوراق بهادار است. زیرا هر اندازه که بینش و درک سرمایه گذاران و معامله گران در این زمینه ها افزایش یابد از رکودهای لحظه ای ، ترقی قیمت ها بصورت حبابی و واکنش های نابهنگام در معاملات جلوگیری می کند و نه تنها شفافیت و روشنگری در معاملات را تقویت می کند بلکه بازار را به سمت و سوی کارا بودن سوق خواهد داد . بدیهی است که این امر با افزایش انگیزش سهامداران ، رقم معاملات در بورس را نیز ترقی داده و از نظر حجم معاملاتی فاصله بورس ایران را با کشور های همردیف خود کاهش خواهد داد . با این مقدمه کوتاه مقاله حاضر بیان می دارد که در خصوص آنالیز قیمت سهام و سرمایه گذاری در دارائیهای مالی در ادبیات مالی سه دیدگاه کلی وجود دارد که شامل روش بنیادین (Fundamental) روش چارتیست یا تکنیکال (Technical) و روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT) است که در ادامه این مبحث به آنها پرداخته می شود .
1- روش بنیادین
در بازار سرمایه ارزش سهام بر اساس میزان منافع آتی و اطمینان از تحقق آنها تعیین می گردد و هر اندازه اطمینان نسبت به کسب بازده بیشتر باشد مخاطره از دست دادن اصل سرمایه و سود آن کمتر می رسد .
عوامل و متغیرهای متعددی در بازار سرمایه و در سطح کلان کشور بر روی قطعیت یا عدم قطعیت سود و نیز تغییرات قیمت دارائیهای مالی اثر می گذارد . به همین خاطر روش بنیادین به بررسی دقیق عوامل محیطی که ممکن است بر روند حرکت قیمت سهام و به تبع آن بر بازده دارائیهای مالی تاثیر گذارد می پردازد . در این روش به منظور تحلیل گزینه های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار قاعدتاً بایستی به سه مرحله اساسی ذیل که ارکان اصلی تحلیل بنیادین است توجه نمود .
الف- بررسی و تحلیل اوضاع اقتصادی کشور :
در نظام کنونی اقتصاد جهانی ، بورس اوراق بهادار نقش دماسنج اقتصادی را ایفاء می کند و وضعیت اقتصادی و حتی سیاسی و اجتماعی کشور در حال و آینده تاثیر بسزایی بر میزان سود آوری شرکتها خواهد گذاشت . بنابراین در تحلیل بنیادین ابتداً بایستی تغییر و تحولات اوضاع اقتصادی حال و جهت گیری های آتی بدقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد .
این تجزیه و تحلیل شامل بررسی شاخص های کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم ، تولیدات ملی ، نرخ بهره ، نرخ ارز ، میزان بیکاری ، نرخهای رشد اقتصادی و سیاستهای پولی و مالی دولت و سایر نهادهای تاثیر گذار است که تحلیل گر با بررسی آنها پیش بینی های دقیق تری از وضعیت بازار سهام و صنعت خاص بعمل می آورد و از دور نمای آتی سهام موجود در بازار و بالحض سهام شرکت مورد نظر مطلع می گردد .
ب بررسی صنعت مورد نظر : دومین مرحله از تحلیل بنیادین بررسی وضعیت و موقعیت فعلی صنعت مورد نظر و روند رشد آتی آن است . سهامداران و معامله گران برای شرکتهایی که در صنایع روبه رشد و سود آور فعالیت می کند ارزش بیشتری قایل هستند . عوامل مطلوب صنعت در این تحلیل عبارتند از :
ب – 1- تقاضای رو به رشد و فزاینده برای محصولات یا خدمات آن صنعت
ب – 2- برخورداری از ویژگی ممتاز به گونه ای که محصولات مشابه خارجی یا رقیب تهدید جدی برای نفوذ در بازار داخلی نباشند . ویژگی ممتاز می تواند از نیروی کار ماهر و متخصص ، اسم و رسم تجاری مناسب ، فناوری پیشرفته تولید و سهم بازار در خور توجه ناشی شود .
ب – 3- محدود بودن کالاهای جانشین برای محصولات آن صنعت که در این حالت هر چقدر تعداد کالاهای جانشین محدودتر باشد موقعیت بازاری آن صنعت ، مطلوبتر خواهد بود .
ب-4- دخالت محدود ارگانهای تصمیم گیرنده دولتی در تعیین قیمت محصولات صنعت و کم و کیف فعالیت آنها یک عامل مثبت تلقی می گردد زیرا مداخله نهادهای دولتی در فعالیت شرکتها و اتخاذ تصمیمات اثرگذار توسط آنها موجبات تضعیف حیطه عملکرد مدیریت و نوسانات حاد قیمت سهام و بازده شرکت را فراهم می آورد .
ب-5- استراتژیک بودن محصولات صنعت و نیز گاهاً فشردگی بازار صنعت مورد نظر باعث می گردد که رقباء جدید به آسانی وارد آن صنعت نگردند و بازار صنعت دستخوش نوسانات ناشی از ورود آنها قرار نگیرد .
ج- تجزیه و تحلیل شرکت :
در مرحله سوم تحلیل بنیادین ، تحلیل گر بازار سرمایه بعد از انتخاب صنعت مناسب بایستی شرکتی را از میان شرکتهای موجود در آن صنعت با توجه به معیارهای زیر انتخاب نماید .
ج-1- موقعیت رقابتی برتر شرکت : در هر صنعتی شاید دهها شرکت و موسسه به فعالیت بپردازند لیکن ممکن است تنها چند شرکت عمده موفقیت چشمگیری در بازار داشته باشند بررسی موقعیت رقابتی شامل میزان فروش و نرخ رشد آن ، سهم بازار شرکت از صنعت ، کیفیت محصولات یا خدمات و تمایز آنها و سایر عوامل خاص رقابتی می باشد .
ج-2- کیفیت عملکرد مدیریت شرکت : از آنجا که موقعیت هر شرکت وابسته به قابلیت ها و تواناییهای مدیریت آن است لذا بایستی در وهله اول به خصوصیات و ویژگیهای مدیران آن شرکت همانند تجربه ، تحصیلات ، موفقیت های قبلی ، نوآوری ، ابتکارات و جدیت و تلاش آنها توجه نمود . و در وهله دوم اعمال مدیریت یعنی کارایی مدیریت در اداره دارائیها ، تولید و عملیات ، فروش محصولات ، به خدمت گرفتن فناوری جدید وعرضه محصولات جدید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد .
ج-3- بررسی موقعیت مالی شرکت از قبیل نسبت های سود آوری ، بدهی ، کارایی و نقدینگی و مقایسه آن با گذشته شرکت و رقباء موجود در صنعت است .
بررسی ها نشان می دهد که تحلیل بنیادین از توان بالقوه ای برای تشخیص وضعیت کلان اقتصاد حاکم برخوردار است و تغییر و تحولات جاری شرکتها را به خوبی در تیررس نگاه خود قرار میدهدو نیز مهارت نگاه نمودن از بالا به پائین را به تحلیل گران می آموزاند و با این مشخصه ها ضمن اینکه احتمال بدست آوردن منفعت مورد انتظار را تقویت می کند نوعی منطق گرایی مالی را نیز به سرمایه گذاران عرضه می دارد . مزیت اصلی تحلیل بنیادین کاربرد فراوان اش در سرمایه گذاری های میان مدت وبلند مدت است .
2- روش تکنیکال
متخصصین و معتقدین روش تکنیکال (Technical) بر این باورند که در بازار سهام ، تمامی اطلاعات موردنیاز در قیمتها نهفته است . و با تمرکز بر روی قیمت های دوره های قبل و زمان حال سهام و پیش بینی آتی آن می توان از یک انتخاب مناسب در بازار سود جست . در واقع تکنیکالیست ها بر عکس بنیادگراها که به چرایی قیمت ها تاکید داشتند بر روی «چیستی قیمت تمرکز دارند» . این نوع سرمایه گذاری با استفاده از مطالعه رفتار و حرکات قیمت سهام در گذشته و تعیین قیمت و روند آینده آن و امکان تکرار الگوهایی مشابه صورت می پذیرد . زیرا تکنیکالها ابراز می دارند که تمامی وقایع جاری اقتصادی کشور و نیز صنعت و انتظارات سهامداران نهایتاً بر قیمت سهام تاثیر گذاشته است . لذا بایستی پیشینه تاریخی و نمودار قیمت سهام بدقت بررسی گردد .
در واقع تحلیل گر یا تکنسین صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارد که در قالب نمودار (Chart) عرضه می شود به همین دلیل به تکنسین ها ، چارتیست نیز گویند . چارتیست ها عنوان می دارند که قیمتهای کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می رسد ممکن است بتدریج به الگوهای قابل تکراری تبدیل شوند . این تکرار قیمتها یک روند (Trend) را ایجام می کند که می تواند حالت صعودی (uptrend) یا نزولی (Down Trend) به خود گیرد و نوع معامله (Trade) در هر یک از حالت متمایز از دیگری خواهد بود . استراتژی معامله گر ( یا سهامدار ) برای تعیین زمانهای خرید یا فروش بستگی مستقیم به مدت انتظار او برای رسیدن به سود دارد. این زمانها می تواند بسیار کوتاه در حد چند ساعت یا نسبتاً طولانی به چندین سال برسد . که عملاً در بازار سهام ایران بدلیل محدودیت های قانونی موجود و فقدان سیستمهای خرید و فروش بلادرنگ (Real Time) خرید و فروش در کمتر از یک هفته عملاً امکان پذیر نیست . این متد تحلیل نیاز به یک شعور باز و عاری از هرگونه تعصب به سهام شرکت مورد نظر دارد تا تحت تاثیر شایعات و اطلاعات نادرست و گمراه کننده قرار نگیرد و همچنین نیاز به نرم افزار محاسباتی است که اطلاعات شرکتها را بعنوان ورودی پذیرفته و خروجی آن نموداری از روند قیمت ها باشد .
عوامل اصلی موفقیت در این روش نیازمند داشتن تبحر ، ممارست و یادگیری مداوم و توانایی در مهارتهای زیر است .
1- مطالعه و بررسی عمیق که باید با صرف وقت و در آرامش و بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً شایعات صورت گیرد .
2- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه خرید یا فروش که بلافاصله باید به آن عمل کرد .
3- بعد از اقدام ( خرید یا فروش سهم ) رفتار آن همواره زیر ذره بین قرار گیرد و بررسی و تحلیل حالت استمرار داشته باشد .
مراحل بررسی قیمت سهام توسط چارتیست ها یا تکنیکالیست ها به قرار زیر است :
1- انتخاب نوع نمودار از لحاظ بعد زمانی ( همانند تغییرات قیمت در هر ساعت ، روز ، هفته ، ماه و ... ) و نیز انتخاب اشکال نمودار از قبیل میله ای ، خطی ، شمعی (Gandlistick) که معمولاً از مورد آخری جهت نشان دادن روند ها استفاده بعمل می آورند .
2- بررسی روند شاخص کل
3- بررسی روند شاخص 50 شرکت برتر ( خصوصاً اگر سهم مورد نظر بین این شرکتها باشد )
4- روند قیمتی سهم که برای معاملات میان مدت و کوتاه مدت دوره های روزانه وهفتگی و برای افق بلند مدت دوره های ماهانه بررسی می گردد .
5- تعیین سطح مقاومت (Risstance) یا حد بالای قیمت و سطح حمایت (Support) یا حد پائین قیمت و نقطه پرش (Breakout) یا قیمتهای بالاتر از دو نقطه فوق الذکر است . در این حالت فرصت های خرید یا فروش از راه برآورد محدوده نوسانات در دو سطح حمایتی و مقاومتی مشخص می شود که نحوه تعیین اینگونه فرصتها خود به مهارت و تبحر و درک تکنسین ها بستگی دارد که بدقت حرکات بازار را تشخیص می دهند و از روند گذشته نتیجه گیری بهتری داشته باشند .
3- روش تئوری مدرن پرتفولیو (MPT)[1]
این روش که ابتدا توسط هری مارکویتز[2] بصورت عملی بیان شد بر اساس یک سری مفروضات خاصی است که اهم آن گویای این است که بازار کارا است و انتشار اطلاعات بصورت یکپارچه و در اختیار همکان است و شفافیت اطلاعات در معاملات حاکم است .
مبنای این روش بر پایه این استدلال استوار است که احتمال خطر از دست دادن سرمایه یا سود یک نوع سهام در بازار بسیار بیشتر از مجموعه یا ترکیب سهام است. لذا قاعدتاً سرمایه گذار حرفه ای نباید تمامی سرمایه خود را دریک قلم دارایی سرمایه گذاری کند ( و منطق اقتصادی نیز این را تایید می کند ) . بلکه بایستی آن را در مجموعه ای از سهام یا دارائیها سرمایه گذاری کند که این مجموعه به پرتفوی معروف است . پرتفوی[3] یا سبد سهام متشکل از سهام متعدد شرکتهایی است که در شرایط عادی احتمال کاهش بازده همه دارائیها تا حدودی به صفر نزدیک است . و تلاشها بر این است که ریسک غیر سیستماتیک یا تنوع پذیر به حداقل ممکن تقلیل یابد . به همین جهت ترکیب پرتفوی بهتر است به گونه ای باشد که نوسانات مشابهی نداشته باشند یعنی زمانیکه بازده یکی کاهش پیدا می کند بازده دیگری افزایش یابد در این راستا مراحل زیر توسط سرمایه گذار و یا معاملگر در بازار رعایت می گردد .
1- تعیین بازده مورد انتظار سبد سهام و تک تک سهام
2- ارزیابی وضعیت سهام مختلف و انتخاب آنها
3- بهینه نمودن ترکیب سهام ( پرتفوی )
4- ارزیابی پرتفوی و بازنگری در مجموعه سهام
تحلیل پرتفوی ، کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و بازده و نیز تجزیه و تحلیل بازار دارد و به همین خاطر نرم افزارهای طراحی شده است که قابلیت محاسبه ریسک بازار و مقایسه آن با ریسک صنعت و شرکتها را دارد .
در روش پرتفوی مدرن مجموعه تلاشها وقف این است که بازده پرتفوی فرد سرمایه گذار به بازده بازار نزدیک گردد و در وضعیت مطلوب ، بازدهی بیشتر از آن بدست آورد. در این حالت پرتفوی کل بازار یک شاخص ارزیابی است که ریسک آن نیز با شاخص بتا (Beta)محاسبه می شود . این تحلیل کاربرد زیادی در آنالیز ریسک و تجزیه و تحلیل بازار دارد و مبنای کار سرمایه گذاران حرفه ای است .
نتیجه گیری :
در تجزیه و تحلیل قیمتهای سهام و گزینش تصمیمات سرمایه گذاری هر سه روش فوق الذکر کاربرد زیادی دارند لیکن ترکیبی از هر سه متد قدرت تشخیص و رویه های انتخاب بهتری را به سرمایه گذارعرضه می دارد . بطوریکه روش بنیادین از دید کلی وضعیت کنونی بازار و دور نمای آتی را شناسایی می کند . روش تکنیکال با بررسی دقیق قیمتها می خواهد اشتباهات گذشته تصمیم گیری را تکرار نکند و از لغزش ها دوری جوید و پیش بینی خود را بر منطق دقیق و عاری از هرگونه احساسات فردی استوار نماید . در حالیکه روش MPT نیز که اساس و پایه تحلیل های موجود بازار سرمایه است درصدد این است که از ریسک های غیرسیستماتیک اجتناب نموده و یا کاهش داده و به کسب بازده معقول ( نسبت به ریسک آن ) بیاندیشد. اما تجربه نشان داده است که ترکیب روشهای فوق ابزاری به مراتب بهتر جهت تحلیل قیمت و بازده سهام است مخصوصاً در بازارهای سهامی که سرمایه گذاران آن زیاد حرفه ای بنظر نمی رسند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 6:14  توسط   | 

نكاتی كه هر سهامداري بايد بداند
براي سرمايه گذاري در بورس توجه به برخي نكات مي تواند مفيد باشد و مارا در رسيدن به اهدافمان ياري دهد. موارد زير از جمله نكات مهمي هستند كه برخي از آنها از اصول مهم و پايه اي سرمايه گذاري در اين حيطه اند:

انتخاب صنعت برتر : در ميان صنايع مختلف صنايعي هستند كه ميانگين بازده آنها از ميانگين بازده بازار بيشتر است. پس چرا آنها را انتخاب نكنيد؟!

انتخاب شركت برتر
پس از گزينش صنعت برتر حالا به سراغ شركتهايي برويد كه بازده آنها از ميانگين بازده صنعت بالاتر است . (منظور از بازده، كليه سودهاي منتفع از شركت اعم اختلاف قيمت، سهام جايزه و... در يك مدت معين مي باشد.

ميزان نقد شوندگي:
هيچگاه سهمي نخريد كه در فروش آن دچار مشكل شويد. نقد شوندگي عامل بسيار مهمي است كه هرگز نبايد مورد غفلت قرار گيرد. اين فاكتور متاثر از پارامترهايي مثل حجم معاملات شركت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خريدار و... مي باشد. نقد شوندگي به صورت رتبه اي مطرح مي شود و رتبه 1 به معناي بالاترين ميزان نقد شوندگي است و رتبه هاي 2 و 3 و 4 و ..... به ترتيب نقد شوندگي كمتري دارند. برخي از افراد تا رتبه 100 را قابل قبول مي دانند. بعضي ها بيشتر از 50 نمي روند و عده اي هم به بيشتر از 20 رضايت نمي دهند. به هرحال بسته به استراتژي و هدف سرمايه گذاري تان، ملاكي را براي خودتان قرار دهيد. لازم به ذكر است كه رتبه نقد شوندگي در يك محدوده زماني قابل محاسبه است مثلا يكساله، شش ماهه، يكماهه و... اما در بيشتر موارد از نقد شوندگي 3 ماهه استفاده مي شود

ميزان سهام در دست سهامداران عمده:
هر چه اين ميزان كمتر باشد و سهم يك شركت بيشتر در دست مردم و سهامداران جز باشد، بهتر است. چرا كه در اينجا عرضه و تقاضاي و اقعي است كه ميزان قيمت را تعيين مي كند. در صورتيكه قسمت اعظمي از سهام يك شركت در دست سهامداران عمده باشد به همان نسبت آنها مي توانند كنترل بيشتري را بر آن سهم اعمال كنند. و در اين بين سهامدار جز است كه ضرر مي كند.

اخبار اقتصادي-سياسي: همواره به اخبار داخلي و خارجي توجه داشته باشيد. فكر نمي كنم روزانه 15 دقيقه گوش دادن به اخبار يا مطالعه روزنامه ها وقت زيادي بگيرد اما كمك بزرگي به شما خواهد كرد تا بتوانيد در برخي موارد روند بازار را پيش بيني كنيد و همينطور صنايع خاصي را مورد توجه قرار دهيد
اين شاخص مطالب بسيار زيادي به ما مي گويد. مثلا به ما مي گويد كه جو بازار از يك سهم بخصوص چه انتظاري دارد. ميزان بالاي اين شاخص مي تواند نشاندهنده اين واقعيت باشد كه سهامداران چشم اميد به آن سهم بسته اند و باور دارند كه پيشرفت قابل ملاحظه اي خواهد داشت. ميزان رشد را نيز فراموش نكنيد سالهاي مختلف را باهم مقايسه كنيد شركتهاي يك صنعت را نيز با يكديگر مقايسه كنيد.

اخبار طرح و توسعه شركت:به دنبال اخبار و اطلاعات شركت مورد نظرتان بر آييد. آيا شركت طرح تو سعه، افزايش سرمايه، پروژه هاي آتي دارد يا خير؟ مسلما انتخاب شركتي كه موارد مذكور را دارد به جاي شركتي كه مدتها است افزايش سرمايه نداده، پروژه جديدي اجرا نكرده و طرحي براي آينده ندارد عاقلانه تر است. مخصوصا سرمايه گذاري كه تصميم به استمرار و ادامه سرمايه گذاري دارد حتما بايد به اين مطلب توجه كند.
كدام شركتها رشدEPSبيشتري داشته اند؟ كدام شركتها معمولا در اول سال مالي epsپايينتري اعلام كرده و در طول سال مرتبا آنرا تعديل مثبت مي كنند؟ آنها را از نظر دور نداريد.
هميشه سبد سهام درست كنيد. با اين كار ريسكتان را پايين مي آوريد. به قول يك مثل قديمي همه تخم مرغها را داخل يك سبد نگذاريد. در تشكيل سبد، تعدد و تنوع شركت و صنعت را فراموش نكنيد.
استراتژي
همواره يك استراتژي داشته باشيد. و خود را مقيد به پيروي از آن بدانيد. متاسفانه اكثر ما دنباله رو ديگران هستيم بدون اينكه خودمان برنامه مشخصي داشته باشيم و فقط با تقليد از ديگران پي آنها مي رويم . البته تقصير هم نداريم چون اطلاعات كافي وجود ندارد و بطور تخصصي به سهامداري كه در خيلي از جاها يك شغل است و يك تخصص پيچيده ( و البته پر سود ) ، نپرداخته ايم. قبل از اينكه سرمايه و پول خود را به خطر بياندازيد، روي كاغذ (البته در دنياي تكنو لوژيكي امروز كامپيوتر ) روشها و استراتژيهاي مختلف را در طول زمان امتحان كنيد و آنها را با يكديگر مقايسه كرده و معايبشان را رفع كنيد و سيستم خاص خودتان را پرورش دهيد. حتي اگر مدت زيادي روي اين كار ( خريد و فروش فرضي ) وقت صرف كنيد يقينا با دستي پر تر وارد بازار واقعي بورس مي شويد. بهتر و مو فقتر ا ز كسي كه ساليان سال در بازار بورس است و بدون هيچ استراتژيي چشم به دهان ديگران دوخته تا ببيند آنها چه مي گويند و آن كاري را بكند كه ديگران مي كنند. خاطر نشان مي كنم كه هرگز از يك تكنيك به تنهايي استفاده نكنيد چون بازار به آن اندازه ساده نيست كه متاثر از يك يا چند عامل ساده باشد بلكه عوامل مختلف و متعدد و گاها پيچيده و غير قابل پيش بيني و جود دارند كه علاوه بر آن كه خودشان به تنهايي يك فاكتور تاثير گذارند، تعامل آنها با يكديگر نيز نتايج متفاوتي را باعث مي شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 17:8  توسط   | 

 

امروزه يكي از نشانه‌هاي سلامت اقتصاد، وجود زمينه‌هاي متعدد جهت تبديل مازاد نقدينگي و پس‌انداز موجود به سرمايه‌گذاري، توليد ثروت و ارزش‌آفريني است. در اين بين بازار سرمايه، ابزاري مناسب براي هدايت نقدينگي مازاد به سوي اين مقاصد بوده كه با توجه به گسترش آن، تقريبا امكان حضور و مشاركت در آن براي همگان وجود دارد. كاركرد مطلوب بازار سرمايه زماني اتفاق مي‌افتد كه سرمايه‌گذاران با اطلاعات جامع و آگاهي كامل در آن فعاليت كنند تا اين بازار بتواند نقش خود را در ارزش‌آفريني براي افراد و كمك به چرخهء توليد در سطح كلان اقتصادي به خوبي ايفا كند. بنابراين در اين نوشتار هدف اين است تا راهكارهايي جهت انتخاب و مديريت سهام ارايه شود كه با به كار بستن آن‌ها بتوان اطميناني نسبي از كسب بازدهي مطلوب حاصل كرد.قبل از ورود به بحث اصلي ذكر چند نكته ضروري به نظر مي‌رسد:

نخستين نكتهء قابل توجه اين است كه سرمايه‌گذاران بايد با توجه به ويژگي شخصيتي خود اقدام به انتخاب ابزار سرمايه‌گذاري كنند. اين مبحث كه در نظريات نوين مالي به عنوان رفتار مالي مطرح شده است، چنين بيان مي‌كند كه همهء افراد در يك سطح ريسك پذيري قرار نداشته و در نتيجه انتظارات يكساني ندارند. شرايط فعلي سرمايه‌گذاري در كشورمان به گونه‌اي است كه ريسك نسبتا بالايي به همراه دارد. طبق گزارش موسسهء در ميان 130 كشور جهان، ايران به لحاظ ريسك سرمايه‌گذاري در سال 2006 در رتبهء 77 و در ميان كشورهاي خاورميانه در رتبهء 12 قرار گرفته است. شاخص ريسك سرمايه‌گذاري هر كشور براساس معيارهاي ريسك اقتصادي، ريسك سياسي و ريسك فضاي تجاري سنجيده مي‌شود، بنابراين‌ سرمايه‌گذاران بايد با توجه به آستانهء تحمل‌پذيري ريسك، ابزار مناسب سرمايه‌گذاري را انتخاب كنند، به اين معني كه چنانچه آن‌ها داراي شخصيتي محافظه‌كارانه بوده و در فرآيند سرمايه‌گذاري حاضر به پذيرش ريسك نباشند، بايد با انتخاب ابزارهايي كه از سودآوري آن مطمئن هستند، ريسك خود را كاهش دهند. در اين شرايط ابزارهايي چون اوراق مشاركت و گواهي سپرده مناسب به نظر مي‌رسد.

سررسيد بازار سرمايه برخلاف بازار پول، بيش از يكسال است، بنابراين توصيه مي‌شود سرمايه‌گذاران با انتخاب دورهء زماني يكساله و بيش از آن بازده خود را محاسبه كنند.

مفاهيم ريسك و بازده جزء لاينفك سرمايه‌گذاري به شمار مي‌روند بنابراين سرمايه‌گذاران بايد تعادلي ميان سهام كم ريسك و كم بازده با سهام پرريسك و پربازده ايجاد كنند. به اين منظور لازم است، سرمايه‌گذاران مبتدي به صورت مستمر با مشاوران متخصص در حوزهء بازار سرمايه در ارتباط باشند.

اين نوشتار در صدد بيان معيارهاي پيچيده براي سرمايه‌گذاران مبتدي نيست. شاخص‌هايي همچون واريانس، نيمه واريانس، ضريب تغييرات، بتا، كو واريانس، مفاهيمي مانند مرزكارا، مدل‌هاي تك عاملي و چند عاملي در اين مجال نمي‌گنجند، بنابراين هدف نوشتار حاضر اين است كه با بياني شيوا و ساده، سرمايه‌گذاران محترم را در تصميم‌گيري خود ياري كند.

در ادامه به بيان راهكارهاي انتخاب سهام و تشكيل پرتفوي مي‌پردازيم. نكتهء بسيار مهم اين است كه عوامل مورد نظر را بايد به صورت يكجا و با هم مورد توجه قرار داد; چرا كه بررسي جداگانهء هر كدام از آن‌ها ممكن است به نتايج گمراه‌كننده‌اي بينجامد.

درآمد جاري

گزارش سه ماههء ارايه شده توسط شركت‌ها بايد بيانگر سودآوري متناسب با اهداف سالانه باشد. انيل محقق و مولف آمريكايي و موسس روزنامهء بيان مي‌كند كه شركت مورد نظر بايد حداقل 18 تا 20 درصد از پيش‌بيني سود سالانهء خود را در اولين گزارش پوشش داده باشد. همچنين تحقيقات وي نشان داد كه عملكرد 9 ماههء 500 شركت سهامي برتر در آمريكا طي 40 سال، حاكي از پوشش حداقل 70 درصد از برنامهء سالانه آن‌ها بوده است.

رشد درآمد سالانهء

از مهم‌ترين نكات مورد توجه در انتخاب يك سهم رشد درآمد سالانه است. سود يك سهام بايد طي پنج سال گذشته از رشد مناسبي برخوردار باشد اما بايد گفت كه رشد مطلوب درآمد سالانهء هر سهم در صنايع و كسب و كارهاي مختلف، متفاوت است.

نسبت به رشد

در نسبت نسبت با رشد مورد انتظار مقايسه مي‌شود. اگر نسبت برابر يك باشد به اين معناست كه قيمت‌گذاري سهم در بازار با در نظر گرفتن پتانسيل‌هاي رشد آن سهم صورت گرفته است. چنين اتفاقي در بازار كارآ و براساس رفتار عقلائي كاملا طبيعي است; چراكه بيانگر انتظارات رشد سودآوري آتي سهم است. اگر نسبت بزرگ‌تر از يك باشد، نشان مي‌دهد كه سهم مورد نظر بالاتر از ارزش واقعي قيمت‌گذاري شده يا پتانسيل سودآوري آن بيش از انتظارات فعلي است.

ما در صورتي كه نسبت كم‌تر از يك باشد، مي‌توان گفت كه سهم مورد نظر كم‌تر از ارزش واقعي قيمت‌گذاري شده است . معمولا نسبت سهام ارزشمند، كم‌تر از يك است . به اين معنا كه سهم مورد نظر داراي پتانسيل افزايش سودآوري است و تاكنون بازار اين ظرفيت را شناسايي نكرده است.
از سوي ديگر اين حالت نشانگر عدم كارايي بازار است.

شاخص‌هاي سودآوري

به طور كلي سودآوري به معناي مقدار سود ايجاد شده نسبت به مقدار وجوه سرمايه‌گذاري شده است. شاخص‌هاي سودآوري معيار خوبي براي تفكيك سهام ارزنده و معمولي به شمار مي‌رود. معمولا كارايي يك شركت در اين زمينه با دو نسبت بازده دارايي‌ها و بازده حقوق صاحبان سهام سنجيده مي‌شود.


تحولات جديد

يكي از معيارهاي وضعيت شرايط آتي يك سهام، توجه به تحولات اخير آن است. در اين رابطه تغييراتي كه گام مهمي در مسير رشد، توسعه و موفقيت شركت قلمداد مي‌شوند، مدنظر قرار مي‌گيرند. تغييرات مديريتي، توليد و معرفي محصول جديد، دسترسي و ورود به بازارهاي جديد و... از جمله اين تغييرات هستند. به عنوان مثال شركت با معرفي محصول جديد خود توانست شاهد رشد 1100 درصدي در چهار سال باشد.

عرضه و تقاضا

عرضه و تقاضا،مبنا و قاعدهء تمام فعاليت‌هاي بازار است. تحليل عرضه و تقاضا نشانگر وجود شرايط تعادلي يا عدم تعادلي خواهد بود كه وقوع چنين شرايطي براي محصولات يك شركت به طور مستقيم و بدون در نظر گرفتن شرايط داخلي شركت بر وضعيت آن تاثيرگذار است. تحليل عرضه و تقاضا براي شركت‌هاي كوچك‌تر و با محصولات كم‌تر، ساده‌تر خواهد بود.

حمايت كنندگان نهادي (حقوقي)

فقدان حمايت‌كنندگان نهادي براي يك سهم به معناي تزلزل شديد آن در برابر تغييرات نامطلوب خواهد بود. تركيب يك سهم بايد به نحوي باشد كه مالكان بتوانند روند قيمتي آن را در شرايط نامطلوب كنترل كرده تا سهام‌داران را از زيان‌هاي سرمايه‌اي حفظ كنند. انيل بيان مي‌كند كه حضور سه تا 10 مالك حقوقي در تركيب سهام‌داران براي يك سهم مناسب به نظر مي‌رسد.
مزيت رقابتي

معمولا شركت‌هاي داراي مزيت رقابتي پايدار، رهبري بازار را در صنعت خود به عهده مي‌گيرند و سودآوري بالايي را براي سهام‌داران ايجاد مي‌كنند. به طور كلي ايجاد مزيت رقابتي ناشي از عوامل مختلفي مانند توليد محصول متمايز، برخورداري از نشان تجاري شناخته شده و پايين نگه داشتن هزينه‌ها و... است.

نقدشوندگي سهام

سرمايه‌گذاران بايد سهامي را انتخاب كنند كه از نقد شوندگي كافي برخوردار باشد بدين معني كه در هر زمان كه مايل باشند بتوانند سهام خود را بفروشند.

اطلاع‌رساني

سرمايه‌گذاران بايد سهام شركتي را انتخاب كنند كه از نظر اطلاع رساني عملكرد مناسبي داشته باشد. عدم اطلاع‌رساني به موقع، سهام‌داران را نسبت به عملكرد آن شركت دچار شك و ترديد كرده و اين موضوع اثر منفي روي سهام اين دسته از شركت‌ها خواهد گذاشت.

هدف از معيارهاي ارايه شده فوق اين است كه سرمايه‌گذاران بتوانند بازدهي بالاتر از بازدهي بازار به دست آورند. اما نكته قابل توجه اين است كه هيچ روش متقن و كاملا مطمئني كه كسب اين بازدهي را تضمين كند وجود ندارد. دليل اين عبارت هم در مفهوم ريسك نهفته است چرا كه بازار سرمايه همواره همراه با ريسك بوده و همانطور كه اشاره شد اين ريسك توسط سرمايه‌گذار پذيرفته شده است. نگاهي به معيارهاي ياد شده نشان مي‌دهد كه سرمايه‌گذاران مبتدي بايد بعد از آشنايي با اصول مقدماتي حسابداري و مديريت مالي هنر خود را براي انتخاب سهام بهينه به كار گيرند. به اين دليل كه متغيرهاي تاثيرگذار كمي بر عملكرد شركت مانند سودآوري به راحتي قابل دسترسي است اما درباره متغيرهاي كيفي مانند مزيت رقابتي و مديريت شركت به همراه تهديدات و فرصت‌هاي آن و... به راحتي نمي‌توان اظهارنظر كرد، به عبارت ديگر براي انتخاب سهام و تشكيل پرتفوي تنها يك راه وجود ندارد و تمام روش‌هاي موجود، بهترين حدس و نه گزينهء قطعي را ارايه مي‌كنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 3:34  توسط   | 


با وجود اينكه هيچ قاعده مشخصي براي خريد و فروش بازار سهام وجود ندارد، ولي قواعد خاصي وجود دارد كه قابل رد كردن نيست.
در اين مقاله، چند قاعده عمومي كه مي‌تواند به سرمايه‌گذاران درك بهتري از شرايط بازار با ديد بلند مدت بدهد مرور مي‌شود.
توجه داشته باشيد كه اين توصيه‌ها بسيار عمومي هستند و هر كدام نسبت به شرايط ممكن است كاربردهاي متفاوتي داشته باشند ولي هر كدام از توصيه‌ها داراي مفاهيم پايه‌اي هستند كه مي‌توانند شما را به يك سرمايه‌گذار آگاه تبديل كند.
1- فروش سهام زيانده و نگهداري سهام سودده:
معمولا سرمايه‌گذاران سهامي كه افزايش قيمت پيدا مي‌كنند مي‌فروشند ولي سهامي كه با كاهش قيمت مواجه شده‌اند را به اميد بالا رفتن قيمت نگهداري مي‌كنند.




اگر سرمايه‌گذار زمان صحيح براي فروش سهامي كه با كاهش قيمت مواجه شده‌اند را تشخيص ندهد ممكن است كه سهام پس از مدتي كاملا بي‌ارزش شود. البته نگهداري سهام ارزشمند و فروش سهام كم‌ارزش از نظر تئوريك ايده جالبي است ولي در عمل مشكل است.
اگر سياست شما براي سبد سهام فروش سهام پس از يك ميزان افزايش مشخص (به عنوان مثال 2 برابر) باشد ممكن است هرگز در بازار سهام موفق نباشيد. توصيه مي‌شود سهامي كه آينده خوبي دارند را به واسطه سياست‌هاي غلط شخصي دست كم نگيريد.
اگر شما درك خوبي از پتانسيل سرمايه‌گذاري خود داريد ممكن است سياست‌هاي غلط شما باعث محدود‌كردن سود شما شود.
در مورد سهامي كه با كاهش قيمت مواجه مي‌شوند واقع‌بين باشيد و در عين حال پتانسيل‌هاي سهم را نيز در نظر بگيريد.
مهم اين است كه اگر در تشخيص سهامي كه انتظار آينده خوب براي آن را داشته‌ايد، دچار اشتباه شده‌ايد واقع‌بين باشيد.
از فروش سهام زيان‌ده نترسيد زيرا ممكن است براي جبران ضرر زمان را از دست بدهيد.
در هر صورت مهم اين است كه شركت‌ها را با توجه به امكانات و توانمندي‌هايشان ارزيابي كنيد.
فقط به خاطر داشته باشيد كه اجازه ندهيد ترس بازده شما را محدود كند يا باعث زيان بيشتر شود.

2- شايعات بازار را جدي نگيريد:
شايعات موجود در بازار را جدي نگيريد حتي اگر از طرف دوست شما و يا شخص مطلع در بازار باشد زيرا هيچ‌كس نمي‌تواند پيش‌بيني درستي از آينده يك سهم داشته باشد.
زماني كه شما سهمي را براي خريد انتخاب مي‌كنيد مهم اين است كه دليل انجام اين كار را بدانيد. تحقيق كنيد و شركت مورد نظر را ارزيابي كنيد. تكيه بر شايعات ديگران به نوعي شبيه قمار است پيش از تصميم به خريد ممكن است در برخي موارد تكيه بر صحبت‌هاي ديگران سودده باشد ولي اين عمل شما را از تبديل شدن به يك سرمايه‌گذار مطلع باز مي‌دارد و اين آگاهي تنها رمز موفقيت درازمدت است.

3- با نوسانات جزئي دلسرد نشويد:
در بند 1 اهميت تشخيص به موقع سودآوري سهام بيان شد. به عنوان يك سرمايه‌گذار با ديد بلندمدت، نگران تغييرات قيمت در كوتاه مدت نباشيد.
به خاطر داشته باشيد كه به جاي نگراني نسبت به نوسانات اجتناب‌ناپذير در كوتاه مدت به سرمايه‌گذاري خود مطمئن باشيد.
يك سري از سرمايه‌گذاران از نوسانات روزانه سهم به دنبال سود هستند ولي سود بلندمدت وابسته به تغييرات ديگري در بازار است كه ممكن است چند ماه به طول بينجامد. پس ديد خود را برروي نظرات و تحقيقات خود متمركز كنيد.

4- روي نسبت P/e تاكيد نكنيد:
سرمايه گذاران معمولاً اهميت زيادي براي نسبت P/e قايل هستند. با وجود اينكه اين نسبت ابزار مهمي در بازار است ولي اتكاي تنها بر روي اين متغير براي خريد يا فروش خطرناك است. اين نسبت بايد در تركيب با شاخص‌هاي ديگر مورد ارزيابي قرار گيرد. بنابراين نسبت پايين P/e نشانگر ارزش بيشتر سهم نيست همان طور كه نسبت بالا نشانگر پايين‌تر بودن ارزش واقعي سهام نمي‌باشد.

5- به دام سهام ارزان قيمت نيافتيد:
ممكن است برخي تصور كنند كه سهم ارزان قيمت زيان كمتري دارند. در حقيقت سهام ارزان قيمت بسيار ريسكي‌ تر از سهام با قيمت بالا هستند.

6- انتخاب يك استراتژي مشخص و تمركز روي آن:
افراد مختلف روش‌هاي مختلفي براي خريد يا فروش سهام در بازار
بر مي‌گزينند. روش‌هاي مختلفي براي موفقيت در بازار وجود دارد و روش هيچ كس بر بر ديگران ارجحيت ندارد سرمايه‌گذاري كه روش مشخصي براي خريد سهام نداشته باشد ممكن است در بلندمدت با زيان مواجه شود.

7- آينده‌نگر باشيد:
سخت‌ترين بخش سرمايه‌گذاري در بازار سهام اين است كه سرمايه‌گذار تصميماتي را اتخاذ مي‌كند كه نتايج آن در آينده مشخص مي شود نكته اي كه بايد مدنظر داشت اين است كه با وجود استفاده از اطلاعات گذشته براي تصميم‌گيري،‌ آينده همه چيز را مشخص مي‌كند. اگر پس از اينكه سهام يك شركت با رشد قيمت مواجه شد اين سوال را از خود بپرسيد كه آيا اين سهم مي‌تواند بالاتر رود اين سوال شما را گمراه مي‌كند. درحالي‌كه سرمايه‌گذار بايد با بررسي وضعيت شركت نسبت به خريد آن اقدام كند.

8- ديد بلند مدت داشته باشيد:
سودهاي كوتاه مدت اغلب باعث گمراهي سرمايه‌گذاران جديد مي شود و داشتن ديد بلندمدت براي يك سرمايه‌گذار ضروري است.
اين بدان معني نيست كه خريد و فروش سهام منجر به كسب سود نمي‌شود ولي همانطور كه قبلا اشاره شد سرمايه‌گذاري در بازار سهام و مبادله در بازار سهام روش‌هاي متفاوتي براي كسب سود هستند. مبادله نياز به ريسك پذيري بالا دارد. در نظر داشته باشيد كه اين مبادلات نياز به منابع مالي، دانش و ريسك‌پذيري بالا دارد.

نتيجه‌گيري: در اين مقاله توصيه‌هايي براي سهامداران با ديد مدت ارائه شد. در نظر داشته باشيد كه در همه موارد فوق استثناهايي وجود دارد. ممكن است يك سرمايه‌گذار با توجه به شرايط در جهت عكس برخي از موارد فوق عمل كند ولي اميد اين است كه توصيه هاي فوق در تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران در بازار سهام مفيد باشد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 4:4  توسط   | 

 

دو روش مهم انتخاب سهام براي اغلب افراد, استفاده از تحليل بنيادي و تحليل فني است. تحليل بنيادي سهام, مطالعه و بررسي اطلاعات اصلي تاثيرگذار بر هر شركت است و از سوي ديگر تحليل فني سهام, مطالعه و بررسي قيمت سهام است. به نظر بسياري از افراد تحليل بنيادي همه اطلاعات لازم را براي اين كه شما سرمايه‌گذاري موفق بشويد, فراهم مي‌كند: شناخت و به كارگيري تحليل بنيادي سهام موجب سود كلان سرمايه‌گذاراني نظير مانند وارن بافيت شده است. همچنين مديران موفق صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري مشترك نظير پيتر لينچ, روبرت رودريگز و ويليام ميلر نيز از همين تحليل‌هاي بنيادي براي خريد سهام‌هاي ممتاز با قيمت‌هاي استثنايي بهره مي‌گيرند. اگر مي‌خواهيد شناختتان نسبت به سهام افزايش يابد حداقل بايد اطلاعاتي پايه‌اي در مورد تحليل بنيادي داشته باشيد. آگاهي از اين مفاهيم ارزش صرف وقت بسيار را دارد.

تحليل بنيادي: مروري كلي

وقتي سهامي را برمبناي تحليل بنيادي مي‌خريد, سرمايه‌گذاري شما صرفائ خريد چند تكه كاغذ تلقي نمي‌شود بلكه در اصل چند تكه از آن شركت را خريده‌ايد. چنانچه قصد خريد سهام شركتي را به اين روش داريد بايد تا جاي ممكن اطلاعاتي درباره آن شركت پيدا كنيد.    

اين اساس تحليل بنيادي است: (مطالعه و بررسي ارزش شركت براي تعيين ارزش سرمايه‌گذاري در آن) اين نوع تحليل شامل بررسي عواملي از قبل دارايي‌هاي شركت, درآمد شركت, مديران و دست‌اندركاران شركت, رقابت و نوع كسب و كار شركت و ميزان ديون آن شركت مي‌باشد (بسياري از اين اطلاعات در ترازنامه شركت‌ها يعني گزارش مالي عملكرد شركت كه راجع به آن به طور خلاصه بحث خواهيم كرد وجود دارد.) با بهره‌گيري از اين تحليل بايد بتوانيد سهام شركت‌هايي را انتخاب كنيد كه بيشترين بخت سودآوري را برايتان به همراه داشته باشد. مسلمائ هدف شما از سرمايه‌گذاري در يك شركت, خريد سهام آن شركت به قيمت مناسبي (در مقايسه با درآمد شركت) است, يعني همان چيزي كه تحليلگران بنيادي آن را (ارزش واقعي بازار) مي‌نامند. تحليل بنيادي يكي از رايج‌ترين شيوه‌هاي تعيين ارزش سهام شركت‌ها است. اگر شركتي را از جنبه‌هاي گوناگون نقد و بررسي كرده باشيد و در يك كلام تكاليفتان را به خوبي و به موقع انجام دهيد, پاداش خوبي به واسطه افزايش قيمت سهام خواهيد گرفت.

به كارگيري اين تكنيك همانند هر چيز ديگر مربوط به بازار سهام, در اصل نوعي (هنر) است. از آنجا كه هدف شما از تحليل هرشركت سودآوري براي خودتان است نه براي آن شركت, آگاهي بيشتر شما از اين شيوه‌ها نتايج سودمندتري برايتان به ارمغان خواهد آورد. اين شيوه‌ها به شما مي‌آموزد كه در چه زمان تحليل بنيادي شركت‌ها به ياري شما مي‌آيد.

 

مفاهيم زيربنايي تحليل بنيادي

بياموزيد هر آنچه را كه مي‌توان از هرصنعت آموخت

نخستين مساله‌اي كه هر سرمايه‌گذار در تحليل بنيادي بايد حل كند, انتخاب صنعت است. اگر در بحران اقتصادي باشيم و ميزان بيكاري نيز زياد باشد و تمام سعي مردم تنها پرداخت بدهي‌هايشان باشد, احتمالائ شما صنايع دخيل در اين بحران از قبيل صنايع غذايي, نفت وخرده‌فروشي را مورد توجه قرار مي‌دهيد و هرگاه كه اوضاع اقتصادي كشور رونق و نرخ بيكاري كاهش يابد, شما صنايعي نظير فناوري را كه بر اوضاع اقتصادي كشور تاثيرگذار هستند, براي سرمايه‌گذاري بررسي  مي‌كنيد. پيترلينچ مدير صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري بسيار موفق در دهه‌هاي 80 و 90 در بسياري از موارد براي خريد سهام با توجه به مكان‌هايي كه بچه‌هايش بيشتر براي خريد به آن جا مي‌رفتند, تصميم مي‌گرفت. (اگر شما به فروشگاه شركت‌هايي نظير گپ, استارباكس, ويكتوريان سكرت و ... سري بزنيد مشاهده مي‌كنيد كه فروشگاه‌پر از مشتري است كه اين نشان‌دهنده آن است كه اين شركت‌ها پوي خوبي در مي‌آورند.) البته اين بدان معني نيست كه شما نيز همه دارايي‌تان را صرف خريد سهام اين شركت‌ها كنيد. اولائ بايد با استفاده از تحليل بنيادي شركت‌هاي مختلف را بشناسيد. به‌علاوه بايد گزارش سالانه شركت‌ها را نيز مطالعه كنيد و اطلاعاتي از مالكان و سرمايه‌گذاران شركت به دست آوريد. وارد وب سايت آن شركت شويد و ...    

مسلمائ هدف شما اين نيست كه بدون داشتن هيچ اطلاعاتي راجع به يك شركت و نحوه عملكرد آن شركت سهام آن را خريداري كنيد. با شناخت چشم‌انداز بلند مدت شركت‌ها, كار شما ساده و قابل فهم خواهد شد.    

شناخت شركت‌هاي پيشرو

پس از آن كه نوع صنعتي را كه مي‌خواهيد در آن سرمايه‌گذاري كنيد, شناسايي كرديد, بايد شركت‌هايي را براي سرمايه‌گذاري انتخاب كنيد كه نسبت به رقبايشان سودآوري بيشتري دارند. براي مثاي فرض مي‌كنيم پس از بررسي‌هاي دقيق مي‌خواهيد در گروه خرده‌فروشي سرمايه‌گذاري كنيد. چه شركت‌هايي به ذهنتان مي‌رسد؟ احتمالائ شركت‌هاي واي مارت - هوم دپوت و يا والگرين به ذهنتان مي‌رسد. شركت‌هايي را انتخاب كنيد كه داراي نشان تجاري معتبري هستند و شركت‌هايي كه حجم تبليغات وسيعي دارند. اين شركت‌ها پيشگامان صنعت ناميده مي‌شوند. مسلمائ زماني كه مردم محصولات شركتي را خريداري كنند درآمد آن شركت نيز افزايش مي‌يابد كه متعاقبائ برقيمت سهام نيز تاثير مي‌گذارد. بنابراين شما هم بايد طرفدار سرمايه‌گذاري در شركتي باشيد كه از درآمد و فروش خوبي برخوردار باشد و بدهي كمي نيز داشته باشد. روزنامه اقتصادي كسب و كار سرمايه‌گذار ارزش نسبي سهام را در صنايع مهم رتبه‌بندي مي‌كند و امتيازي مابين يك تا 99 به آنها مي‌دهد. سهام داراي امتياز بالاي 90 ارزش بسيار بالايي دارد.

گفت‌وگو با مديران

بسياري از سرمايه‌گذاران بر اين باورند كه بايد با مديران شركت‌ها در مورد وضعيت شركت گفت‌و‌گوهايي داشته باشند. وقتي با مدير شركت صحبت مي‌كنيد مي‌توانيد از نحوه كسب‌وكار آن شركت, دارايي‌هاي شركت و رقباي جدي آن آگاهي يابيد و با توجه به اين اطلاعات به نتايجي در مورد آن شركت برسيد. همه مديران مالي موفق گفت‌وگوهايي با مديران شركت‌ها درباره عملكرد شركت‌ها انجام مي‌دهند. چون هدف آنها سرمايه‌گذاري در شركت‌هايي است كه مديرانشان بينش‌هاي درستي نسبت به آينده شركتشان دارند و مسلمائ اگربدانند فلان شركت بدهي زيادي دارد و يا در حاي از دست دادن سرمايه‌اش مي‌باشد, از سرمايه‌گذاري در آن شركت صرف‌نظر مي‌كنند. شما در مقام يك سرمايه‌گذار انفرادي امكان گفت‌وگو با مديران عالي‌رتبه شركت‌ها را نداريد تا بتوانيد از كارايي آن شركت‌ها كاملائ آگاه شويد و حتي در صورتي كه اين فرصت براي شما فراهم شود احتماي اين كه همه اطلاعات را دقيق و درست در اختيارتان قرار دهند كم است. به همين دليل است كه گاهي اوقات گفت‌وگوي شما با مديران به بحث‌هاي جنجاي برانگيز تبديل مي‌شود!    

شايد به همين دليل است كه بسياري از سرمايه‌گذاران با تجربه مطالعه و بررسي ترازنامه شركت‌ها را به بحث با مديران شركت‌ها ترجيح مي‌دهند.

 

اشخاص داراي اطلاعات محرمانه  

خوب مواظب اين افراد باشيد

طبق نظر كميسيون بورس اوراق بهادار, كارمندان و مديران شركت كه اطلاعات محرمانه آن شركت را در اختيار دارند وكليه افرادي كه صاحب بيش از 10 درصد از سهام آن شركت هستند اشخاص داراي اطلاعات محرمانه شركت محسوب مي‌شوند. شما مي‌توانيد با بررسي خريد و فروش سهام شركت توسط اشخاص داراي اطلاعات محرمانه شركت سرنخ‌هايي را در مورد سهام آن شركت به دست آوريد. به همين منظور مي‌توانيد وارد سايت‌هاي مالي ياهو, فاينانس, سي‌بي‌اس, ماركت‌واچ و يا بلومبرگ شويد و اطلاعات خوبي كسب كنيد.

برخي از سرمايه‌گذاران از استراتژي تقليد از اين افراد استفاده مي‌كنند. به هر حاي آنها بيشترين اطلاعات را درباره چشم‌انداز آينده شركت در اختيار دارند.

با اين حاي مشكلاتي نيز در پيگيري عملكرد اشخاص داراي اطلاعات محرمانه وجود دارد. مثلائ علت معاملات عمده آنها با تاخير اعلام مي‌شود. براي مثاي وقتي مديران عامل شركت انرون و وردكام ميليون‌ها سهم شركتشان را به قيمت ارزان فروختند, هيچ كس از اين اقدام آنها آگاه نشد تا زماني كه قيمت هر سهم, به چند سنت سقوط كرد, چون گزارش‌هاي عملكرد اين افراد ممكن است حتي تا سه ماه با تاخير ارائه شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 4:4  توسط   | 

 

  

 

براي داشتن نگاه درست و منطقي به بازار سرمايه ابتدا بايد انواع بازارها را شناخت و پس از شناخت انواع بازارها، جايگاه بازار سرمايه را در بين آن‌ها مشخص كرد.

 

    انواع بازارها   

 

الف- بازار كالا و خدمات:

 

 اين بازار اولين بازار تشكيل شده به وسيلهء انسان‌هاست. درواقع انسان‌ها در گذشته و حال ياد گرفته‌اند كه محل تشكلي را براي خريد و فروش كالاهاي خود داشته باشند و قوانين و عرف حاكم بر اين بازار را رعايت كنند.در بازار كالا در قبال كالا و خدمات واحد پولي مورد پذيرش به عنوان تسهيل‌كنندهء معاملات مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در اين بازار، ارزش هر كالا يا خدمتي با مبلغي پول تعريف و عرضه مي‌شود و معمولائ معاملات درون اين بازار تحت مكانيسم‌هاي شناخته شده‌اي صورت مي‌گيرد. در اين بازار كالاها و خدمات به گونه و نوع‌هاي مختلفي تقسيم‌بندي مي‌شوند و هر كدام از آن‌ها تحت حاكميت قوانين و عرف خاص پذيرفته شدهء خود مورد معامله قرار مي‌گيرند. دراين نوع بازار واحد پولي به عنوان واسطه معاملات مي‌تواند در بخش‌هاي مختلف بازار به راحتي جابه‌جا شود و هيچ‌گونه محدوديتي براي آن وجود ندارد. در واقع ما مي‌توانيم نقدينگي خود را به راحتي در بخش‌هاي مختلف بازار و تحت قوانين آن به گردش دربياوريم. ما مي‌توانيم نقدينگي خود را وارد اين بازار كرده و به همان راحتي از بازار خارج كنيم. بازار كالا و خدمات به دليل قدمت و به دليل تامين‌كنندهء نيازهاي كلي انسان‌ها از وسعت بسيار زيادي برخوردار است. در اين بازار آنچه كه ارزش كالا و خدمات را تعيين مي‌كند عرضه و تقاضاست. تقاضا متناسب با نياز انسان‌ها تغيير مي‌كند. در قبال افزايش تقاضا و ثبات عرضه، افزايش قيمت‌ها حادث مي‌شود كه امروزه ما آن را به نام تورم مي‌شناسيم، از تورم به عنوان بيماري اقتصاد نام برده مي‌شود و اكثريت و يا بهتر است بگوييم كليهء حكومت‌ها تلاش مي‌كنند تا تورم را به حداقل ممكن برسانند. تورم باعث ايجاد شغل‌هاي كاذب و كاهش توليد با تمايل به توليد مي‌شود. به همين دليل دولت‌ها و شبكهء اقتصادي كشورها سعي مي‌كنند با ايجاد تعادل بين عرضه و تقاضا تورم را كنترل كنند. پس براي كنترل تورم بايد عرضه و تقاضا را كنترل كرد.   

 

ب- بازار پول   

 

بازار پول ابتدا به جهت نگهداري نقدينگي مردم تشكيل شد و به عنوان يك محل امن براي نگهداري و محافظت از پول در مقابل سرقت از آن  تعبير مي‌شد. در ابتدا بانك در قبال نگهداري و محافظت از پول مردم از آن‌ها مبالغي را دريافت مي‌كردند. اما با گسترده شدن دنيا و مناسبات اقتصادي و ايجاد دادوستدهاي گسترده وظايف و مسؤوليت‌هاي جديدي براي بانك‌ها تعريف شده. در اين زمان دولت‌ها ياد گرفتند كه شايد بتوان از بانك‌ها به عنوان ابزاري براي كاهش تقاضا در بازار كالا و خدمات استفاده كرد. به همين دليل شروع به تبليغ براي جذب نقدينگي مازاد مردم در حساب‌هاي بانكي كردند تا به اين وسيله حجم نقدينگي در دست مردم را كاهش و كنترل نمايند و از سرازير شدن ناگهاني اين حجم عظيم نقدينگي به بازار كالا جلوگيري كنند و به اين طريق بتوانند تقاضا و نهايتائ تورم را در بازار كالا و خدمات كنترل كنند.از طرف ديگر نقدينگي جمع شده در حساب‌هاي بانكي خود مي‌توانست به صورت وام و تسهيلات در اختيار بخش‌هاي توليدي جوامع قرار گيرد و توليد را افزايش دهد.

 

بانك‌ها در قبال وام و تسهيلات پرداختي به شركت‌ها و مؤسسات بهره دريافت مي‌كردند و از طرف ديگر به سپرده‌هاي مردم نيز بهره‌اي را مي‌پرداختند و مابه‌التفاوت اين دو نرخ بهره به عنوان درآمد بانك‌ها شناخته مي‌شد.

 

بازار پول تا مدت‌ها توانست نقش تعادل آفرين بين عرضه و تقاضا در بازار كالا و خدمات را بازي كند تا اين‌كه بحث كنترل نقدينگي در بازار پول به ميان آمد.

 

با ايجاد بحران‌ها مردم به بانك‌ها هجوم آوردند و نقدينگي حساب‌هاي خود را طلب مي‌كردند و در اين مقطع و زمان بود كه ضعف اصلي بازار پول نمايان‌گر شد.

 

در واقع بازار پول توان لازم براي كنترل و حفظ تعادل بين عرضه و تقاضا در شرايط بحراني را به طور كامل نداشت. پس بايد راه ديگري يافته و به كار گرفته مي‌شد.

 

ج- بازار سرمايه

 

با بروز و شناخت ناتواني بازار پول در ايجاد تعادل بين عرضه و تقاضا با هدف جلوگيري يا كنترل تورم بازار سرمايه به عنوان گزينه‌اي مؤثر در جهت تعادل‌آفريني مورد توجه قرار گرفت. سياست‌هاي مالي و اعتباري در ابتدا بازارهاي سرمايه را ايجاد كرد و مساله‌اي به نام بورس و سهام به عنوان امري تاثيرگذار جاي خود را در زندگي مردم باز كرد و مردمي كه تا آن زمان مازاد نقدينگي خود را در سپرده‌هاي بانكي نگهداري مي‌كردند كم‌كم نحوهء سرمايه‌گذاري در بورس و خريد سهام شركت‌هاي بورسي را ياد گرفتند و به اين ترتيب بازار سرمايه در جامعه‌اي انساني هر روز شناخته‌تر شد.در بورس اوراق بهادار كه نمود بارزي از بازار سرمايه مي‌باشد سهام و سرمايه شركت‌ها مورد معامله قرار مي‌گيرد. اين امر باعث مي‌شود كه مازاد نقدينگي افراد به جاي سرازير شدن به بازار كالا به شركت‌ها سرازير شده و باعث تامين مالي شركت‌ها شده و در نهايت توليد را افزايش دهد.

 

توليد بيشتر عرضه را متعادل‌تر كرده و مي‌تواند به تقاضاي فزاينده در بازار كالا و خدمات پاسخ داده و مانع تورم شود. از طرف ديگر شركت به يك منبع ارزان قيمت تامين مالي دسترسي داشته در نتيجه قيمت تمام شده محصولاتشان افزايش ناگهاني نخواهد داشت. افراد قبل از خريد سهام شركت‌ها و در صورت عملكرد مطلوب آن‌ها در سود (زيان) آن‌ها شريك مي‌شوند و در نتيجه تقاضا براي خريد سهام شركت‌‌هاي سودآور هر روز بيشتر مي‌شود و چرخهء رقابت بين شركت‌ها براي كسب سود بيشتر و در نتيجه جذب نقدينگي وسيع‌تر، بيشتر شده و اين رقابت سالم مي‌تواند تمامي گروه‌هاي فعال در بازار سرمايه را منتفع سازد. شركت‌ها از منابع مالي ارزان قيمت، منتفع مي‌شوند، سهام‌داران در سود شركت‌ها شريك مي‌گردند، شراكت‌اين دو بخش چرخه توليد را به گردش در مي‌آورد و ‌توليد بيشتر شكوفايي اقتصادي را به همراه خواهد داشت.

 

اتفاق مهم ديگري كه در بازار سرمايه مي‌افتد اين است كه نقدينگي به محض ورود به بازار سرمايه به عنوان يك شريك درگير بازار گشته و در مواقع بحراني، دولت‌ها مي‌توانند ورود و خروج نقدينگي از اين بازار را كاملائ تحت سياست‌هاي خود قرار دهند.

 

در واقع نقدينگي وارد شده در بازار سرمايه در صورتي مي‌تواند از اين بازار خارج شود كه جايگزيني داشته باشد و اين مهم جبران‌كنندهء نقص بازار پول است كه نقدينگي در بازار پول مي‌توانست هر موقع كه مايل باشد و بدون هيچ جايگزيني از بازار پول خارج شده و دولت را در اعمال سياست‌هاي خود بر آن بازار محدود كند.در واقع نگارنده، بازار سرمايه را به «زندان جذاب و زيباي نقدينگي» تعبير مي‌كند.در اين زندان جذاب نقدينگي به انتفاع از نقاط مثبت و سازندهء بازار مي‌پردازد و دولت‌ها نيز اين امكان و فرصت را مي‌يابند تا بر اين حجم نقدينگي اعمال سياست كنند و افسار گسيختگي آن را مهار نمايد. كاري كه شايد در بازارهاي ديگر اصلائ  امكان‌پذير نيست و به همين دليل است كه دولت‌ها و مجموعه‌هاي اقتصادي وابسته تمايل بسيار زيادي به گسترش و تعميق بازار سرمايه دارند. در واقع به نظر نگارنده، بازار سرمايه نه تنها يك وسيله بلكه يك نياز غيرقابل جايگزين در اين مقطع در اقتصاد جهاني است.

 

سابقه پيدايش بورس در دنيا

 

سابقهء پيدايش بورس به پيدايش و تاسيس شركت‌هاي سهامي برمي‌گردد. در واقع در گذشته تجار و صنعت‌‌گران آموختند كه براي كاهش ريسك سرمايه‌گذاري خود مي‌بايد افراد بيشتري را در امور و فعاليت‌هاي بنگاه‌هاي اقتصادي با خود شريك كنند و به همين منظور فروش سهام شركت‌ها در جوامع عموميت يافت.

 

شركت هند شرقي اولين شركتي بود كه به اين كار دست زد و با تجربهء شركت هند شرقي و موفقيت اين شركت، شركت‌ها و تجار ديگر نيز به فروش سهام و شراكت ديگران ابراز تمايل نشان دادند و به اين ترتيب پايهء اوليهء بازاري به نام بورس گذاشته شد.

 

واژه بورس از نام خانوادگي فردي به نام «واندر بورس» گرفته شده است. او در اوايل قرن پانزدهم در شهر بروژ بلژيك زندگي مي‌كرد و صرافان شهر در مقابل خانه او به داد و ستد كالا، پول و اوراق مختلف مي‌پرداختند و به اين ترتيب نام او براي ناميدن محل داد و ستد پول، كالا، اسناد مالي و تجاري مورد استفاده قرار گرفت.اولين بازار متشكل سرمايه در دنيا در شهر آنورس بلژيك در سال 1460 ميلادي به وجود آمد. تولد و رشد بورس با انقلاب عظيم صنعتي در اروپا همراه بود و اين دو رويداد در جهت بهبود يكديگر بسيار كمك كردند.دومين بورس معتبر دنيا بورس لندن است كه در سال 1801 ميلادي با انتشار 4000 سهم 50 پوندي به مبلغ دويست هزار پوند و با عضويت 50 نفر افتتاح شد.

 

بورس نيويورك از معتبرترين بورس‌هاي دنيا در اواخر قرن هجدهم ميلادي تاسيس شد.

 

امروز در آمريكا بورس‌هاي متعددي وجود دارند كه چندين هزار كارگزار در آن‌ها مشغول به فعاليت هستند.كشور ژاپن نيز بورس‌هاي متعددي دارد و تقريبائ از هر شش نفر ژاپني يك نفر سهام‌دار شركت‌هاي توليدي و صنعتي هستند.اين در حالي است كه در آمريكا از هر پنج نفر يك نفر و در انگلستان از هر دو نفر يك نفر سهام‌دار است.ديگر بورس‌هاي معتبر دنيا عبارتند از: بورس زوريخ، فرانكفورت، لوكزامبورگ، وين و... البته امروزه در اكثر كشورهاي دنيا بورس تأسيس شده و در زمينه‌هاي متفاوت مشغول به فعاليت هستند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 4:2  توسط   | 



 

ارزش خالص دارايي‌ها يا NAV يك شركت سرمايه‌گذاري با ويژگي‌هاي يك صندوق سرمايه‌گذاري مشترك يا يونيت‌تراست، حاصل تفاوت كل دارايي‌ها منهاي كل بدهي‌هاي آن است. در ارزشيابي شركت‌ها، NAV را از طريق تفاوت ارزش دفتري دارايي‌هاي و بدهي‌ها محاسبه مي‌كنند و در صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري مشترك، NAV را از طريق كسر بدهي صندوق از ارزش روز كل پرتفوي به دست مي‌آورند. توجه تحليلگران مالي غالبا به محاسبه نوع دوم NAV است زيرا از اين طريق سهام شركت مربوطه قيمت‌گذاري مي‌گردد.

مثلا اگر ارزش بازار سرمايه‌گذاري‌ها و ساير دارايي‌هاي يك شركت سرمايه‌گذاري 2000 ميليارد ريال قيمت داشته باشد و بدهي‌هاي آن 1200 ميليارد ريال باشد در اين تاريخNAV اين شركت سرمايه‌گذاري 800 ميليارد ريال خواهد بود. چون دارايي‌ها و بدهي‌هاي يك شركت سرمايه‌گذاري به طور روزانه تغيير مي‌كند، NAV آن نيز روزانه بايد محاسبه مجدد شود. به همين دليل در كشورهاي ديگر عموما صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري مشترك (شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه متغير) و يونيت‌تر است NAV خود را حداقل يك بار در روز و پس از خاتمه معاملات بورس محاسبه و در روزنامه‌ها گزارش مي‌كنند.

محاسبه NAV هر سهم

شركت‌هاي سرمايه‌گذاري مذكور NAV هر سهم خود را از طريق تقسيم NAV به تعداد سهام جاري خود محاسبه مي‌نمايند. به‌عنوان نمونه در مثال فوق اگر تعداد سهام جاري شركت 400 ميليون سهم باشد NAV هر سهم 2000 ريال محاسبه خواهد شد. با منطق پيش گفته، NAV هر سهم نيز بايد روزانه محاسبه شود. توجه داشته باشيم كه تعداد سهام جاري چنين شركت‌هايي نيز غالبا روزانه تغيير مي‌كند. چون سهام شركت‌هاي سرمايه‌گذاري با ويژگي صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري مشترك يا يونيت‌تراست در هر زمان قابل بازخريد است.

كاربرد NAV هر سهم

مهم‌ترين نكته آنست كه قيمت سهام صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري مشترك و يونيت‌تر است مبتني بر NAV هر سهم آنهاست. به عبارت ديگر قيمتي كه سرمايه‌گذاران براي خريد سهام شركت‌هاي مذكور مي‌پردازند برآوردي از NAV هر سهم به‌علاوه حق‌الزحمه صندوق است. همچنين قيمتي كه سرمايه‌گذاران در فروش هر سهم اين گونه شركت‌ها دريافت مي‌نمايند معادل برآوردي از NAV هر سهم منهاي حق‌الزحمه صندوق مي‌باشد.

استفاده از NAV هر سهم

حال كه از مفهوم NAV هر سهم تا حدودي آگاه شديم در اين بخش به اين سوال پاسخ مي‌دهيم كه آيا ارزش ذاتي سهام شركت‌هاي سرمايه‌گذاري ايراني را مي‌توان با محاسبه NAV هر سهم به دست آورد؟ پاسخ چندان سر راست نيست. ابتدا به موارد زير توجه نماييد:

1.شركت‌هاي سرمايه‌گذاري بورسي ايران از نوع سرمايه ثابت هستند. از اين رو طبق عرف و مقررات غالب كشورها چنين شركت‌هايي الزامي به محاسبه و ارائه NAV ندارند.

2.غالب شركت‌هاي سرمايه‌گذاري بورسي كشور فعاليتي تركيبي دارند يعني علاوه بر مديريت سرمايه‌گذاري در اوراق بهادار اقدام به كنترل و مديريت ديگر شركت‌ها (هلدينگ) نيز مي‌نمايند. عمليات هلدينگي موجب پيچيدگي و ابهام در محاسبه NAV هر سهم مي‌گردد.

3.اكثريت شركت‌هاي سرمايه‌گذاري بورسي، داراي پرتفوي غير بورسي نيز مي باشند. قيمت‌گذاري شركت‌هاي غير بورسي كه غالبا حجم عظيمي از سرمايه‌گذاري‌ها را تشكيل مي‌دهد نيز با دشواري‌ها و ابهام‌هاي متعددي روبه‌روست، به نحوي كه با اطلاعات يكسان، دو تحليلگر مالي NAV هاي كاملا متفاوتي را استخراج مي‌كنند. فقدان گزارش EPS و نوع فعاليت چنين شركت‌هايي در برخي موارد به تنوع محاسبات دامن مي‌زند.

4.در مفهوم محاسبه NAV هر سهم فرض بر آن بوده است كه شركت‌ سرمايه‌گذاري به جز پرتفوي سرمايه‌گذاري خود دارايي‌هاي با اهميتي نداشته باشد. در حالي‌كه دارايي‌هاي بسياري از شركت‌هاي سرمايه‌گذاري بورسي ما حاوي حجم بالايي از اموال و دارايي‌هاي غيرسرمايه‌گذاري است كه محاسبه NAV هر سهم را مخدوش مي‌سازد.

5- برخي از شركت‌هاي سرمايه‌گذاري بورسي موجود علاوه بر فعاليت‌هاي سرمايه‌گذاري درگير فعاليت‌هاي توليدي و خدماتي هستند. مسلما محاسبه NAV هر سهم چنين شركت‌هايي فاقد محتواي علمي و عملي است.

6- گزارش صورت وضعيت پرتفوي سرمايه‌گذاري ماهانه برخي از شركت‌هاي سرمايه‌گذاري داراي رقمي بسيار عظيم با عنوان ساير شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس يا خارج از بورس است. هرچند مالكيت چنين شركت‌هايي كمتر از 3 يا 5 درصد است اما فقدان اطلاعات مربوطه، شفافيت محاسبه NAV هر سهم توسط تحليلگران مالي را كاهش مي‌دهد.

به هر ترتيب مشكلات و نارسايي‌هايي از اين دست موجب جدايي NAV هر سهم مندرج در گزارش صورت وضعيت پرتفوي سرمايه‌گذاري با قيمت سهام شركت‌هاي سرمايه‌گذاري گرديده است. به عنوان نمونه درحالي‌كه NAV هر سهم پرتفوي شركت سرمايه‌گذاري البرز در تاريخ 31/1/1383 معادل 2453 ريال در اطلاعيه مورخ 11/3/1383 بورس عنوان شده است، قيمت سهام شركت در تاريخ مذكور 3654 ريال بوده است. اين تفاوت براي شركت‌هايي كه سرمايه‌گذاري‌هاي غيربورسي بيشتري دارند، مشهودتر است زيرا در اطلاعيه‌هاي صورت وضعيت پرتفوي سرمايه‌گذاري، NAV هر سهم بر مبناي ارزش بازار شركت‌هاي پذيرفته شده در بورس براي هر سهم محاسبه مي‌گردد. از اين رو سرمايه‌گذاران غالبا ناچار به دخيل نمودن حدس و گمان‌هاي خود براي محاسبه NAV هر سهم جهت برآورد تقريبي قيمت سهام شركت‌هاي مذكور هستند. مشكلات و دشواري‌هاي محاسبه NAV هر سهم موجب گرديده است كه برخي از سرمايه‌گذاران، شركت‌هاي سرمايه‌گذاري را نيز بر مبناي EPS آنها قيمت‌گذاري كنند.

نتيجه‌گيري‌

به هر ترتيب به‌رغم مشكلات و نارسايي‌هاي مذكور، به نظر نگارنده تجربه بورس اوراق بهادار تهران حاكي از آن است كه تلاش براي محاسبه و برآورد NAV هر سهم غالب شركت‌هاي سرمايه‌گذاري در صورتي كه كليه ملاحظات پيش گفته رعايت شود بسيار سودمند است. مهم‌ترين نكته عملي در محاسبات تحليلي NAV هر سهم آن است كه تحليلگران مالي بورس اوراق بهادار تهران قيمت‌هاي آتي شركت‌هاي سرمايه‌پذير را در محاسبات درج ‌نمايند. از اين رو محاسبات NAV هر سهم درگير برآوردها و تخمين‌هاي مضاعف مي‌گردد.

به هر صورت مي‌توان گفت محاسبات NAV هر سهم شركت‌هاي سرمايه‌گذاري ايران بسيار پيچيده تر از عمليات مشابه در كشورهاي پيشرفته و تئوري‌هاي رايج است. بنابراين انجام چنين كاري مستلزم دانش و اطلاعات بسياري است كه تنها از طريق كار گروهي و درك بالاي مالي امكان‌پذير مي‌باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 3:58  توسط   | 

معامله‌گران بازار ارز مي‌گويند: «90 درصد معاملهء موفق، به مسايل روانشناسي مربوط است.» هرچند اكثر معامله‌گران هنگام خريد يا فروش سهم شركتي خاص، دليلي از نظر خود موجه دارند ولي، مدل‌هاي خريد و فروش معامله‌گر، ساختار رواني وي را نمايان مي‌كنند. شايد سخن غلطي نباشد اگر بگوييم از خريد و فروش‌هاي يك سالهء معامله‌گر مي‌توان به ساختار ذهني او، انگيزه‌هايش و نوع نگاه او به محيط اطراف پي‌برد. معامله‌گري كه بي‌پروايي در معامله پيشه مي‌كند فهرست (منظور پرينت كارگزاري است.) خريد و فروشي متفاوت از معامله‌گر محتاط دارد. سهامي كه معامله‌گر بلند مدت و صبور در بدرهء خود جاساز مي‌كند، به كلي دگرفام از سهام مورد علاقهء معامله‌گر كوتاه مدت يا اندكي عجول‌تر است. اين بحث قابل تعميم بر خيلي از فاكتور‌هاي رفتاري و اجتماعي معامله‌گران است.

احساس يكي از موثر‌ترين عوامل هنگام سرمايه‌گذاري است. در يكي از مطالب پيشين نگاشتيم كه بزرگ‌ترين رقيب هر كس در بازار سرمايه، خود اوست. چنانچه فردي موفق شود انواع احساس را در وجود خود، مهار زند، احتمالا مسير كوتاه‌تري را در جادهء كاميابي در پيش خواهد داشت. معامله‌گر مبتدي، در حوزهء مسايل روانشناسي دو آرمان بر عهده خواهد داشت. نخست آن‌كه درك صحيحي از رفتار و روان خود به دست آورد و راه‌هاي فايق شدن بر احساس خود را فراگيرد. و دوم، ويژگي‌ها و خصايل معامله‌گران موفق را شناسايي و اين خصلت‌ها را در نهاد خود تقويت كند.

امروز بنا داريم تا به پنج خصيصهء معامله‌گران موفق بپردازيم. به اعتقاد من، اين خصايص در اكثر معامله‌گران موفق به اشتراك ديده مي‌شود.

يك: قصد از معامله


شايد هيچ چيز در خريد و فروش سهام به‌اندازهء اين‌كه شما براي چه معامله مي‌كنيد، اهميت نداشته باشد. ممكن است تعجب كنيد و بگوييد واضح است كه هر كسي براي كسب بازده به خريد يا فروش سهام مبادرت مي‌ورزد. بله! ولي اين اتفاق در طيف وسيعي از معامله‌گران، صرفا در اولين معامله رخ مي‌دهد و معاملات بعدي به دلايل متفاوتي هستند. مثلا معامله‌گري كه در نخستين خريد خود، زيان مي‌كند، احتمالا دومين معامله‌اش براي جبران زيان است. اين زيان مي‌تواند مالي يا روحي باشد. خيلي از معامله‌گران، آن‌قدر در خريد و فروش‌هاي‌شان غرق مي‌شوند كه در صورت زيان، قسمتي از شخصيت خود را زير سوال مي‌بينند. آماتور‌ها، بعد از شكست در چند معامله، احساس مي‌كنند در مظان اتهام‌اند و از آنجا به بعد صرفا به نيت اثبات بي‌گناهي خود، به خريد و فروش اقدام مي‌ورزند! اين مساله خيلي مهم است كه درك كنيم، هركسي مي‌تواند اشتباه كند.

عدهء بي‌شمار ديگري از معامله‌گران، معامله مي‌كنند چون عادت به اين‌كار كرده‌اند! هرچند سود در ذهن آن‌ها عاملي مقدس محسوب مي‌شود ولي، دليل اصلي خريد و فروش از سوي آنان اين است كه آن‌ها نمي‌توانند كاري كه سال‌ها مشغول انجام اش هستند را كنار بگذارند. به اطراف خود نگاه كنيد. چند معامله‌گر مي‌شناسيد كه دوره‌اي چند ماهه با وجود حضور در بورس و پيگيري قيمت‌ها، خريد وفروش نكرده باشد؟ شايد ادعاي عجيبي نباشد اگر بگوييم بيش از 90 درصد از معامله‌گران (منظور آن‌هايي است كه در اين بازار ارتزاق مي‌كنند) بازار سرمايه كشورمان، حداقل هفته‌اي يك خريد يا فروش در پروندهء عملياتي‌شان ثبت مي‌شود. آن‌ها معامله مي‌كنند چون عادت به اين كار دارند.

قبل از هر معامله به درون خود نگاه و تلاش كنيد علت اصلي معامله‌تان را بيابيد. آيا سهمي را مي‌خريد به دليل آن‌كه سود كنيد؟ يا از سر عادت اين كار را مي‌كنيد؟ شايد به دليل جبران زيان قبلي اين كار را انجام مي‌دهيد؟ شايد تلاش مي‌كنيد تا با كسب موفقيتي، بار شكست‌هاي قبلي را از دوش روان خود كم كنيد؟

توجه كنيد تنها معامله‌گري در معاملات خود سود مي‌كند كه مقصودش از معامله سود كردن باشد.

النيت نصف العمل.

دوم: مديريت خطر

يكي از لطيف‌ترين جملاتي كه در بازار سرمايه شنيده‌ام اين اندرز است كه مي‌گويند: «تنها با پول اضافي خود خريد و فروش سهام كنيد.» اين نصيحت را احتمالا به كرات شنيده‌ايد. نمي‌دانم منظور گويندگان اين پند چيست ولي، مي‌دانم كه هيچ كس را در كل دنيا نمي‌شناسم كه پولي اضافي داشته باشد! بشر، موجودي‌ترقي پسند است. پيشرفت براي وي ارزش است و در نظام سرمايه‌داري، پيشرفت مالي مهم‌ترين ارزش مادي او محسوب مي‌شود. پس واضح است به يك يك ريال‌هايش براي نيل به مقصود نيازمند است.

هرگز نمي‌توان پس‌انداز فردا را پول اضافي ناميد. پس انداز پشتوانهء افراد محسوب مي‌شود. پول اضافي، پولي است كه در صورت نابودي، زندگي سرمايه‌گذار كوچك‌ترين تغييري نكند. حال آن‌كه اگر پس‌انداز افراد مختلف در جامعه دستخوش تهديد شود، زندگي آن‌ها چه از لحاظ معنوي و چه از لحاظ مادي به خطر مي‌افتد. فرصتمان در اين ستون محدود‌تر از آن است كه به اثبات عدم وجود پول اضافي بپردازيم. كافي است شما به معامله‌گران مختلف نگاه كنيد و بررسي كنيد چند درصد از آن‌ها معتقدند با پول اضافي خود در بازار سرمايه فعاليت مي‌كنند.

اما، آن‌چه مهم است مديريت خطر است. هدف از سطور بالا، بيان اين موضوع بود كه هر يك ريالي كه از زندگي فرد كاسته مي‌شود، اندكي بر آشفتگي وي افزوده مي‌شود. خريد و فروش سهام نيز فرآيندي دو سويه است. همانطور كه احتمال دارد مبلغ سرمايه‌گذاري شما دو چندان شود، اين شك هم وجود دارد كه همان دارايي به نيم تقليل يابد. وظيفهء معامله‌گر اين است كه آن قسمت از دارايي خود كه در صورت نابودي فشار كم‌تري بر مكانيزم‌هاي مالي وي مي‌آورد را درگير بورس كند. در جملهء قبل اصطلاح «فشار كم‌تر» به كار برده شد. «فشار كم‌تر» براي افراد مختلف، كاملا متفاوت است. ممكن است آنچه براي شما فشار كم محسوب شود، براي من فشار زياد قلمداد شود، يا برعكس. پس اين وظيفهء هر كسي است كه مديريت مالي زندگي خود را در دست گيرد و به نحوي در فرصت‌هاي مختلف سرمايه‌گذاري كند كه چرخهء مالي‌اش در گذر از بحران‌هاي متنوع، پنچر نشود.

موضوعي به نام سبد يا بدره ءسهام، از جمله مسايلي است كه كم‌تر در اين حوزه به آن پرداخته شده است. سعي خواهيم كرد در مطالب آتي، به اين مهم بيش‌تر بپردازيم.

سوم: استراتژي معاملاتي


معامله موفق، نياز به بصيرت دارد. چند ماه قبل در مطلبي معامله‌گر را به ژنرال ارتشي تشبيه كرديم كه قشون‌اش پول است. در آن مطلب نوشتيم كه ژنرال بايد نسبت به تمام صحنه‌هاي نبرد هوشيار باشد. بزرگ‌ترين مسووليت او در قبال سربازان و مهماتش است و در صورت بروز خطر بايد شجاعانه فرمان عقب‌نشيني بدهد. ژنرالي كه بي‌مهابا، فقط فرمان حمله صادر كند، بي‌گمان دير يا زود خود و سربازانش را نابود مي‌كند.

معامله‌گر موفق كسي است كه به‌صورت واضح و شفاف مشخص كرده باشد چه هنگام اقدام به خريد مي‌كند. حد زيان‌اش در معامله كجاست و تحت چه شرايطي به فروش و شناسايي سود مبادرت مي‌ورزد. توجه كنيد، منظور از استراتژي داشتن، كلي گويي نيست. استراتژي، راهبردي است شفاف و مكتوب كه معامله‌گر در آن مشخص مي‌كند در چه شرايطي وارد معامله مي‌شود. در اين راهبرد وضعيت كلان بازار، صنعت و سهم مورد بررسي قرار مي‌گيرد. ارزش سهم مورد نظر و فاصلهء آن با قيمت بحث مي‌شود و وضعيت تكنيكي روند تغييرات قيمت سهم، در نظر گرفته مي‌شود. جنگجوي موفق، هيچگاه، حتي يك ضربه بي‌هدف نمي‌زند. او در مناسب‌ترين لحظه، در بهترين شرايط و با صرف كم‌ترين انرژي، بيش‌ترين بازده را كسب مي‌كند. خريد و فروش سهام، مانند اكثر فعاليت‌هاي اقتصادي، موضوعي فكري است. معامله‌گر موفق نيك مي‌داند در لحظات سخت، فشار‌هاي رواني به حدي زياد مي‌شوند كه احساس بر منطق مستولي مي‌شود. به اين سبب، پيش از انجام معامله، شرايط مختلف را بررسي و براي هركدام راهبرد معين مي‌كند.

چهارم: استفاده از تحليل


در مورد كارآيي تحليل‌هاي مالي، در بازار سرمايه، تاكنون نقد‌ها و مطالب زيادي گفته و نوشته شده است. واقعيت اين است كه نمي‌توان گفت تحليل مالي به تنهايي كافي است چون، همان‌طور كه در بالا گفته شد، استراتژي معاملاتي و فاكتور‌هاي رواني نيز فوق‌العاده موثرند. از سويي ديگر، بايد اعتراف كرد، حتي با در نظر گرفتن فاكتور‌ها و مسايل مختلف، بدون رويكردي مبتني بر دانش، نمي‌توان خريد و فروش موفقي را تجربه كرد. به بيان ديگر مي‌توان گفت; دانش مالي شرط لازم براي انجام معاملات موفق است ولي اين گزاره شرط كافي محسوب نمي‌شود.

يعني ممكن است معامله‌گراني باشند كه دانش مالي مبسوطي داشته باشند ولي در عمل موفق نباشند و از سوي ديگر، معامله‌گراني نيز يافت شوند كه با وجودي كه در سطح علمي پاييني به سر مي‌برند ولي، معاملات موفقي را تجربه مي‌كنند.

به نظر مي‌رسد، موفقيت در بازار‌هاي مالي را مي‌توان به مثلثي با سه راس، معامله‌گر، بازار و دانش مالي تشبيه كرد. معامله‌گر موفق كسي است كه بر هر يك از اين سه راس تا حد قابل قبولي مسلط است. او با شناخت خود استراتژي كارا تدوين مي‌كند. در تدوين اين استراتژي، نيازاست تا شرايط غالب بر بازار به صورت كامل لحاظ شود و در نهايت اين استراتژي كمك مي‌كند تا وي از دانش مالي خود نهايت بهره‌برداري را بكند.

پنجم: مسووليت‌پذيري


هرگز نمي‌توانيد معامله‌گرموفقي را بيابيد كه كسي غير از خود را مسوول شكست‌ها و موفقيت‌هايش بداند. مسووليت پذيري نه تنها در بازار سرمايه، بلكه در زندگي يكي از ملزومات موفقيت است. شما بايد بدانيد كه مسووليت هر اتفاقي در زندگي برايتان رخ مي‌دهد، چه خواسته و چه ناخواسته، با شما است. معامله‌گر موفق، هنگام ناكامي، به جاي اين‌كه انگشت اتهام را به سوي اين و آن هدف بگيرد، به سراغ استراتژي خود مي‌رود و تلاش مي‌كند ميوهء شكست را ببلعد و راهبرد خود را بهينه كند.

توجيه كردن، هيچ ماحصلي جز دوري شما از موفقيت ندارد. شكست، بذر موفقيت است اگر ما تنها بتوانيم آن را بپذيرم و با آرامش خاطر دلايلش را بررسي كنيم، بايد بدانيم هنوز معامله‌گري در تاريخ بازار‌هاي مالي متولد نشده است كه زيان نكرده باشد. يكي از معامله‌گران بزرگ مي‌گويد: «معامله‌گر مبتدي، بايد آن‌قدر زيان كند تا ضرر نكردن را بياموزد.» پس شكست‌ها را قسمتي از نقشهء باشكوه پيروزي خود فرض و تلاش كنيد و پيام آن‌ها را دريابيد.
__________________
بد نیست گاهی هم اطلاعات ما را دیگرانی داشته باشند که در عین مبتدی بودن اما سرنوشت بازار به دست آنها رقم میخورد وحتی حرفه ای های بورس رانیز همراه خود میکنند و حرفه ای ها هم زنبیل در صف میگذارند ....
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 3:5  توسط   | 

تحليل‌گران بزرگ بازار‌هاي مالي، بر اين باورند كه بيش از 80 درصد از موفقيت‌هاي يك معامله‌گر به مسايل روانشناسي ارتباط دارد.

عادت‌ها و فرآيند‌هاي ذهني بيش از 95 درصد در زندگي ما تاثير مي‌گذارند. شايد حرف بي‌راهي نزده باشيم اگر بگوييم بزرگ‌ترين رقيب هر كسي چه در زندگي چه در بازار‌هاي مالي، خودش است. رفتار و كردار ما را عادت‌هايمان خلق مي‌كنند. درصد زيادي از اعمال ما تابع ضمير ناخودآگاه‌مان است.

امروز قصد دارم چند آفتي كه ضمير ناخودآگاه مي‌تواند در معاملات معامله‌گر به وجود بياورد را خلاصه وار ذكر كنم.

نابرده رنج گنج ميسر نمي‌شود
ضرب‌المثل بالا باور اكثر مردم جهان است و في‌الواقع باور درستي نيز هست. اما هنگامي كه يك معامله‌گر با چنين باور ذهني وارد بازار سرمايه مي‌شود، دچار مشكلاتي مي‌شود. بزرگ‌ترين مشكلي كه او براساس اين باور با آن طرف است، تكثر معاملات است. او فكر مي‌كند چون تلاش كردن يك ارزش است و براي كسب موفقيت نياز به تلاش و ممارست است، بايد زياد معامله كند. او فكر مي‌كند اگر روزي ده‌ها بار به كارگزار خود تلفن بزند و دستور خريد و فروش‌هاي متنوعي صادر كند، تلاش زيادي كرده است و اين‌گونه شايستهء موفقيت شده است. بگذاريد سوالي را مطرح كنم. موفقيت براي فردي كه در مردابي گرفتار آمده است، چيست؟ آيا اگر او به دست و پا زدن ادامه دهد، شانسي براي نجات خواهد داشت يا آن‌كه خود را در آستانهء نابودي قرار خواهد داد. شايد رنج كشيدن در بازار‌هاي مالي فقط و فقط به معناي صبوري و پرطاقتي باشد. صادقانه بينديشيد.

صبر كردن در حالتي كه فاكتور‌هاي تحليلي جملگي راي به ارزندگي سهم مي‌دهند به مراتب سخت‌تر و طاقت فرسا‌تر از زنگ زدن به كارگزار است. خيلي از جاها در زندگي غرض از رنج كشيدن همان پرطاقتي است.

عدم اعتماد به نفس
حقيقت امر اين است كه تمام فعاليت‌هاي بشري به اعتماد به نفس نياز دارد. انسان هيچ كاري را تا زماني كه توانايي‌هاي خود را باور نكرده باشد، نمي‌تواند انجام دهد ولي برخي كارها، بيش‌تر از ساير فعاليت‌ها، اعتماد به نفس نياز دارند. براي مثال عمل جراحي قلب به مراتب اعتماد به نفس بيش‌تري نسبت به درمان يك سرماخوردگي ساده لازم دارد. يا خلبان پرواز مسافربري بودن احتياج به اعتماد به نفس بيش‌تري از راندن تاكسي در يك اتوبان خلوت دارد. معامله‌گري جزو آن دسته از مشاغلي است كه احتياج به اعتماد به نفس بالا دارد.

شما بايد بدانيد حتي اگر از اخبار دوري كنيد، در هر لحظه در مقابل بي‌شمار اخبار خوب و بد قرار داريد كه اگر اعتماد به نفس و قدرت كنترل احساسات خود را نداشته باشيد متحمل زيان و خسران بي‌شمار خواهيد شد.

اگر به روزنامه‌ها، سايت‌هاي اينترنتي و تالار‌هاي بورس مراجعه كنيد، متوجه مي‌شويد كه اكثر افراد، از آماتور گرفته تا حرفه‌اي معمولاً در مورد هر سهمي نظري مخصوص دارند. اگر شما فردي _سست‌عنصر باشيد و نتوانيد كنترل بر خويشتن را حفظ كنيد، مطمئن باشيد خيلي زود از پا درخواهيد آمد و دچار ياس و نااميدي ناشي از معاملات زيان‌ده خواهيد شد.

متعصب نباشيد ولي ثابت قدم بودن را بياموزيد. توصيه من اين است كه از شايعات دوري كنيد ولي اگر نمي‌توانيد خود را كنترل كنيد حداقل، منطقي به اوضاع نگاه كنيد و سخنان مختلف را با محك عقل بيازماييد. در مورد حرف‌هايي كه مي‌شنويد بينديشيد و منطقي برخورد كنيد. فراموش نكنيد بازار سرمايه محلي براي عكس‌العمل‌هاي ضمير ناخودآگاه كه اكثراً ناشي از ترس، نا‌اميدي يا خشم اند، نيست. بازار سرمايه محل حضور افرادي با منطق بسيار قوي و خويشتنداري بسيار است.

هر كاري استعداد مي‌خواهد

به نظر شما اگر فردي در زمينهء معماري يا ورزش استعدادي بي‌نهايت داشته باشد ولي در زمينهء علوم مالي و اقتصادي كوچك‌ترين حسي نداشته باشد، گناهي مرتكب شده است؟

حقيقت اين است كه هر انساني در زمينه‌اي استعداد دارد. قرار نيست همه بتوانند فوتباليست ماهر يا پزشك حاذق شوند. امام علي(ع) مي‌گويد: «كار كردن تفريح مرد است.» اولين چيزي كه از جمله اين بزرگوار برمي‌آيد اين است كه كار كردن بايد همراه با لذت باشد. روان‌شناسان بزرگي نظير زيگموند فرويد، ديل كارنگي يا برايان تريسي، بر اين موضوع تاكيد داشتند كه كاري را انجام دهيد كه با باور‌هاي دروني تان و استعدادتان تطابق داشته باشد. بي‌گمان، موفقيت زماني به سراغ شما مي‌آيد كه مشغول انجام كاري باشيد كه آن را دوست داريد و از آن لذت مي‌بريد. حقيقت اين است كه در قرن بيست و يكم براي دستيابي به موفقيت نياز به ساعت‌ها كار و تلاش در روز است. اگر كسي از انجام كاري كه مشغول اش است لذت نبرد، هرگز نمي‌تواند به ميزان لازم وقت براي آن صرف كند و خيلي زودتر از آنچه خود تصور مي‌كند دچار خستگي مي‌شود ولي، هنگام انجام كاري كه عاشقانه دوستش مي‌داريد، محال است، خسته شويد.

قبل از ورود به بازار سرمايه، خوب فكر كنيد و استعداد‌هاي شخصي خود را مطالعه كنيد. توانايي‌هايي كه براي تبديل شدن به يك بورس باز موفق نياز است را مرور كنيد و در خود جست وجو كنيد. فكر كنيد كه آيا واقعاً فعاليت در بازار سرمايه، شغلي است كه همواره آرزويش را داشتيد يا صرفاً به دلايل مالي به اين بازار علاقمند شديد. شك نكنيد كه اگر انگيزهء حضور شما صرفاً مسايل مالي باشد و علاقه‌اي به فعاليت‌هاي اينچنيني نداشته باشيد، خيلي زود پذيراي شكست خواهيد بود.

خريد و فروش بي‌مبنا

يكي از بزرگ‌ترين‌ اشتباهاتي كه معامله‌گران مي‌كنند تدوين نكردن استراتژي خريد و فروش مكتوب است. شايد بد نگفته باشيم اگر بگوييم در بازار سرمايهء كشورمان شايد تعداد افرادي كه استراتژي واضح و مشخصي دارند به صد نفر هم نمي‌رسند! اغلب افراد فكر مي‌كنند راهبردي براي خريد و فروش دارند و اين راهبرد در ذهن آن‌ها موجود است ولي، هنگامي كه از آن‌ها مي‌خواهيم كه بگويند در چه شرايطي اقدام به خريد يا فروش مي‌كنند، به ذكر مسايلي كلي بسنده مي‌كنند. آن‌ها مي‌گويند زماني اقدام به خريد مي‌كنم كه قيمت سهم كم‌تر از ارزش ذاتي آن باشد ولي، هيچ‌گاه مشخص نمي‌كنند كه اين ارزش ذاتي چگونه و بر مبناي كدام روابط محاسبه مي‌شوند. تسلط بر علوم مالي يك حرف است و طريقهء استفاده از اين دانش حرفي ديگر. نيازي واضح و ساده است كه دانش مالي، چه تكنيكال چه فاندامنتال، تبديل به استراتژي واضح و شفافي شود. اين راهبرد بايد با هر شكست يا موفقيتي بازنگري و اصلاح شود.

از اشتباه‌هاي خود درس بگيريد
مارك فيشر، معتقد است موفقيت در هر كاري از فرمولي ثابت تبعيت مي‌كند. افراد موفق كم‌تر غرغر مي‌كنند و لب به انتقاد از محيط پيرامون مي‌گشايند. آن‌ها اكثر اوقات، حتي در دشواري‌ها و سختي‌ها به نيمهء پر ليوان نگاه مي‌كنند و از تلاش خود لذت مي‌برند. در مقابل، بازندگان حتي در بهترين شرايط نيز انتقاد مي‌كنند و نارضايتي خود را اعلام مي‌كنند. آنان همواره در‌هاله‌اي از انرژي منفي كه گرد خود ايجاد كرده‌اند گرفتارند و هرگز به خود اجازه نمي‌دهند كه لذت‌هاي زندگي را تجربه كنند.

يكي از جاهايي كه بين برندگان و بازندگان بازي زندگي، تفاوت عمده‌اي وجود دارد، برخورد با اشتباه‌هاي خود و ديگران است. فرد موفق، اشتباه را قسمتي از بازي زندگي مي‌داند. او مي‌داند كه هر انساني بيش از 25 درصد از تصميم‌هايش اشتباه است و اگر بخواهد دايماً خود و ديگران را به خاطر اشتباه‌ها سرزنش كند، ديگر فرصتي براي پيشرفت و ترقي باقي نمي‌ماند. اما در مقابل، فرد بازنده گويي تنها در اشتباه‌هاي خويش زندگي مي‌كند. او دايماً ديگران و مخصوصاً خود را به دليل اشتباهي كه مرتكب شده است، سرزنش مي‌كند و دايماً در حال انتقاد است.

فراموش نكنيد، در بازار‌هاي مالي، اين ذهن شماست كه بايد فرمان خريد يا فروش بدهد. اگر همواره سرگرم تحقير كردن ذهن خود باشيد، مي‌توانيد مطمئن باشيد كه در مسير شكست گام بر مي‌داريد. فضاي ذهني و روحي شما در خريد و فروش اهميت وافري دارد. نمي‌گويم در مقابل اشتباه‌هاي خود بي‌تفاوت باقي بمانيد، خير. حرف من اين است كه اشتباه را به عنوان جزيي از بازي بپذيريد و تلاش كنيد نهايت استفاده و يادگيري را از اشتباه خود ببريد. صادقانه بگويم، هيچ اهميتي ندارد كه شما اشتباهي در بازار سرمايه مرتكب شويد. آنچه اهميت دارد، اين است كه شما يك اشتباه را دوبار انجام ندهيد.

روشي منطبق با خود

نكتهء ديگري كه بعد از تدوين استراتژي فوق العاده حايز اهميت است، اتخاذ شيوهء معاملاتي منطبق با ساختار وجودي‌تان است. شما بايد از خودتان، ريسك پذيريتان و صبرتان، شناخت كافي داشته باشيد. به‌طور حتم سهام‌داري كه ذاتاً فردي عجول و كم طاقت است، نمي‌تواند از سهام مختلف در بلند مدت بهره جويد در مقابل، فردي كه صبور پرطاقت و كند است، هرگز موفق نمي‌شود از نوسان‌هاي روزانه و مقطعي بازار سودجويد. اگر شما فردي از دستهء اول هستيد و صبر كمي داريد، احتمالاً اگر به سراغ شركت‌هايي با ديدگاه بلند مدت رويد، دچار زيان مي‌شويد و اگر فردي صبور هستيد، احتمالاً معاملات روزانه تنها انرژي شما را مي‌گيرد و بهتر است مطابق با ذات خود پر حوصله‌تر عمل كنيد.

بحث‌هاي روانشناسي جزو مباحث پراهميت سرمايه‌گذاري در بازار سرمايه است. تلاش خواهيم كرد در سال 86 وقت بيش‌تري را براي اين قبيل موضوعات صرف كنيم. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 4:6  توسط   | 

دوستان عزیز از این به بعد سعی میکنم که سهم های منتخب رو از نظر خودم با ذکر دلیل و استراتژی خرید بیان کنم.

اولین سهم ملی صنایع مس ایران با نماد فملی قیمت خرید ۴۲۳۰ ریال .

با توجه به اینکه این سهم بودجه خود رو رو ۵۲۰۰ دلار بسته و هم اکنون قیمت جهانی مس رو۶۸۵۰ دلار است به نظر من نگهداری برای بعد از مجمع منطقی میباشد و از نظر من حداقل بازدهی با سود مجمع ۵۰ ٪ میباشد.

 

اینم از عیدی سال ۸۶ برای دوستان عزیز.

 

شاد و موفق باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 4:2  توسط   | 

يا مقلب القلوب والابصار . يا مدبرالليل والنهار

يا محول الحول والاحوال. حول حالنا الي احسن الحال

هر روزتان نوروز

نورزتان پيروز




سر ســبزترين بهــــــــــار تقديم تو باد




آواي خوش هـــــــــــزار تقديم تو باد




گويند که لحظه اي است روئيدن عشق




آن لحظــــه هــــــزار بار تقديم تو باد


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 3:54  توسط   | 

- حالا برام از تكنيكال بگو.
+ روش تكنيكال مطالعه بروي چارت ها مي باشد.

- چارت ؟
+ چارت همان گراف يا نمودار است كه در آن مي تواني تغييرات قيمت را نسبت به زمان مشاهده كني.

- متوجه نمي شم.
+ مشاهده يك نمودارقيمت به ما اين امكان را مي دهد تا ببينيم كه در تاريخ و زمان مشخصي
قيمت چه مقدار بوده.

- قيمت چي چه مقدار بوده؟
+ مي تواند قيمت يك سهم يا كالا باشد اما در بحث ما منظور قيمت ارز خاصي مي باشد.

- باز هم متوجه.....
+ مثلا اگر نمودار مربوط به قيمت دلار يورو باشد ، مي تواني به فرض ببينيي كه مثلا يك ماه پيش
در ساعت 12 ظهر قيمت چقدر بوده.

- چرا مي گي دلار يورو ؟ خود دلار به تنهايي نمي شه؟
+ دلار يا هر ارز ديگري را بايد نسبت به ارز ديگري ارزيابي كرد و الا به تنهايي كه امكان پذير نيست.

- چرا نيست ؟
+ خوب مثلا مي خواهي بگويي قيمت دلار يك ماه پيش چقدر بوده ؟

- 878 تومان
+ :P

- ...؟
+ اولا كه در فاركس نه ريال داريم و نه تومان و همانطور كه مي بيني خودت هم براي سنجيدن
ارزش دلار آن را نسبت به تومان سنجيده اي ، پس براي همين احتياج به نام بردن ارز ديگري هم هست .

- آها ، حا لا فهيمدم ، پس براي همين است كه با جفت ارز روبرو هستيم و مثلا مي گويند
يورو دلار - پوند دلار - دلار ين - .....
+ بله درست است.

- پس و پيش گفتن جفت ارز هم فرقي مي كنه يا اينكه دلبخواهي است؟
+ دلبخواهي نيست و صحيح اين است اول قيمت ارزي كه ارزش بيشتري دارد را بياوريم و
سپس ارز ديگر را نام ببريم .

- من كه نفهميدم.
+ مثلا پوند كه واحد پول انگليس مي باشد ارزش بيشتري از دلار آمريكا دارد.

- يعني چي ارزش بيشتري دارد؟
+يعني اينكه اگر 1 پوند بدهي بيشتر از 1 دلار دريافت خواهي كرد.

- يه مثال ديگه بزنم تا حاليم بشه .
+مثلا در مورد پول خودمان مي گوييم يك دلار ... تومان است هيچ وقت نمي گوييم يك تومان ... دلار است.

- چرا ؟
+ چون دلار ارزش بيشتري از تومان يا ريال دارد بنابراين اگر در فاركس امكان معامله بروي ريال بود
آنوقت بايد مي گفتيم دلار ريال و گفتن ريال دلار اشتباه بود ، براي همين هميشه ارز قدرتمندتر
اول گفته مي شود.

- پس وقتي مي گن دلار ين يعني اينكه دلار ارزش بيشتري از ين داره درسته ؟
+ درست است.

- و اون عددي كه بعد مي گن چيه؟
+ببين قرار بود درباره تكنيكال صحبت كنيم ، اما از بحث خارج شده ايم .

ـ حالا اينو بگو بعدش برمي گرديم سر تكنيكال.
+ اون عدد مقداري است كه به ازاي يك واحد از پول اول از پول يا ارز دوم در ازايش بهت مي دهند.

- مي دوني كه اينطوري حاليم نمي شه پس مثال بزن.
+ مثال: دلار ين 104
اين يعني اينكه اگر يك دلار بدهي 104 ين دريافت خواهي كرد.

- چه جالب ، خوب برگرديم به مطلب قبلي .
+ بله گفتم كه به فرض مي تواني ببيني دلار يورو يك ماه پيش در ساعت معيني چه مقدار بوده.

- فقط يك ماه گذشته را مي شه ديد يا كمتر و بيشتر هم امكان پذير است؟
+ امكان مشاهده نمودار ها از چند سال گذشته تا هم اكنون وجود دارد.

- خوب اصلا ديدن قيمت گذشته چه سودي دارد؟ به نظر من قيمت آينده مهمتره.
+ درست است و هدف از بررسي نمودار قيمت در گذشته پيش بيني قيمت در آينده است.

- مگر امكان دارد؟
+ اين همان روش تكنيكال است.

- من كاري به اسمش ندارم منظورم اين است كه چطور همچين چيزي امكان داره؟
+ در واقع امكان پيش بيني دقيق قيمت در زمان خاصي از آينده وجود ندارد.

- پس ...؟
+ فقط حتي اگر بتوانيم حدود قيمت و مهمتر از آن پيش بيني كنيم كه نسبت به هم اكنون
افزايش يا كاهش خواهيم داشت ، هم براي ما مناسب خواهد بود.

- چرا پيش بيني قيمت در آينده براي هم اكنون لازم است؟
+ براي اينكه بتوانيم تصميم صحيحي براي معامله كردن بگيريم .

- يعني اگر پيش بيني كرديم قيمت افزايش مي يابد خريد كنيم و اگر كاهش مي يابد بفروشيم ،
درست مي گم؟
+ بله كاملا درست است.

-مثل اينكه منم دارم ياد مي گيرم.
+ بله همه مي توانند ياد بگيرند .

- اما براي من عجيب است كه چطور مطالعه قيمت در گذشته مي تواند به پيش بيني قيمت در
آينده كمك كند ؟
+ مطالعه نمودارها اطلاعات خوبي به ما مي دهد.

- چه اطلاعاتي ؟
+ببين دير وقته و من خسته شده ام ، ميشه ادامه بحث را بعدا دنبال كنيم؟

ـ پس حداقل يه سوال ديگه جواب بده بعد برو.
+ بگو

- منظور از Trend چيه ؟ زياد بگوشم مي خوره .
+ Trend را روال يا روند ترجمه كرده اند كه به ما نشان مي دهد كه از مدتي پيش تا هم اكنون
قيمت چه مسير يا همان روالي را طي كرده.

- نه متوجه نمي شم.
+ يعني اينكه مثلا از چند ساعت پيش به اين طرف قيمت در حال كاهش بوده و يا اينكه مدام
افزايش يافته ، اگر در حال افزايش بوده مي گوييم كه يك روال يا Trend صعودي داريم و اگر
در دقايق و يا ساعات گذشته با كاهش قيمت روبرو بوده ايم ، آنوقت مي گوييم كه با روال يا
روندي نزولي روبرو هستيم.

- اين شد يه چيزي .
- فكر كردم ديگه نمي خواي چيزي يادم بدي
+چرا اينطور فكر كردي؟

- چون مدت زيادي از آخرين باري كه صحبت كرديم گذشته و خبري ازت نبود.
+ نبايد منتظر بموني تا كسي چيزي يادت بده بهتراست به جاي منتظر بودن به جستجو
و تلاش بپردازي و از منابع ديگري نيز استفاده بكني.

- چرا؟ مگه تو همه چي را بلد نيستي ؟
+ كسي به تنهايي همه چيز را نمي داند ، بايد به افراد ديگري كه بيشتر مي دانند هم مراجعه بكني .

- باشه ...
+ بحث ما تكنيكال بود و بهتر است پيش از اينكه سوالها ي متفرقه بپرسي وارد بحث تكنيكال بشويم.

- آخه اگه نپرسم كه ياد نمي گيرم
+ درسته حق با تو است اما صبر داشته باش و عجله نكن و هر جا كه لازم بود توضيح خواهم داد
و هرجا كه توضيح ندام بدان كه زمان مناسب فرا نرسيده .

- باشه من منتظرم .
+ من تكنيكال را به دو قسمت مقدماتي و پيشرفته تقسيم مي كنم.

- يعني واقعا اينطور است؟
+ خير من اين تقسيم بندي را براي خودم انجام داده ام و البته شايد افراد ديگري هم به اين
نتيجه رسيده باشند و بدين طريق عمل كنند.

- يعني تكنيكال مقدماتي و ساده كافي نيست ؟ بايد پيشرفته را هم ياد بگيرم؟
+ اشكالي دارد؟

- وقتي اسم پيشرفته مياد ناخودآگاه به اينكه مشكل و سخت است فكر مي كنم و نااميد ميشم
+ بهر حال هيچ موفقيتي بدون تلاش بدست نمي آيد و لذتي هم ندارد اما براي اينكه اميدوار
بشوي بايد بگويم كه تكنيكال پيشرفته آن چنان سخت نيست و شايد حتي سرگرم كننده هم
باشد. و خبر خوش ديگر اينكه با همان تكنيكالي كه من اسمش را مقدماتي گذاشته ام هم
مي تواني موفق باشي .

- :lol: حالا خوب شد پس ادامه بده .
+ گفتم كه مشاهده نمودار به ما اطلاعات خوبي مي دهد كه مي توان براي پيش بيني قيمت
در آينده از آن استفاده كرد .

-....
+ نمودار قيمت يك ارز يا هر چيز ديگر 3 نكته ساده اما مهم را براي ما مشخص مي كنند .

- ؟
+ 1- روال حال حاضر
2- پايين ترين قيمت در گذشته
3- بالاترين قيمت در گذشته

- روال را كه قبلا متوجه شدم كه اگر روال صعودي داريم بايد ابتدا خريد كنيم و بعد وقتي گران
شد بفروشيم و اگر روال يا روند قيمت نزولي بود ابتدا بفروشيم و وقتي قيمتش كمتر شد
بفروشيم تا سود كنيم ، درست مي گم ؟
+ بله در واقع اصل مطلب در مورد روال همين است پس بايد اول روال يا روند تغييرات قيمت را تشخيص بدهيم.

- خوب چطوري تشخيص مي ديم؟
+ با نگاه كردن به نمودار.

- يعني توي نمودار نوشته كه روال صعودي يا نزولي است ؟
+خير گراف را كه نگاه مي كني اگر به سمت بالا حركت مي كرد يعني صعودي و اگر به سمت
پايين يعني نزولي است ، اما براي اين تشخيص بايد دقت كني ، هر چند كه ساده است اما
بايد در محدوده زماني مناسبي از نمودار آن را تشخيص بدهي .

- صبر كن احتياج به توضيح اضافه دارم.
+ بعدا برايت كامل توضيح مي دهم اما فعلا فقط اين را بدان كه بايد نمودار را در واحد زماني
مناسبي تنظيم بكني تا بتواني جهت ترند را از روي آن تشخيص بدهي و الا در تشخيص جهت
روال دچار اشتباه خواهي شد.

- باشه ادامه بده
+ اما در مورد 2 تاي ديگر :
پايين ترين قيمت به سادگي از روي نمودار قابل تشخيص است و قيمتي است كه كمتر از آن
نداريم و به همين ترتيب بالاترين قيمت بيشترين قيمت بوده .

- خوب چه اطلاعاتي به ما مي دهند؟
+ پايينترين و بالاترين قيمت به ما مي گويند كه هرگاه دوباره قيمت به محدوده آنها نزديك
مي شود شايد نتواند ازآنها عبور كند.

- يعني چه نتواند عبور كند؟
+ يعني اينكه قيمت از حداقل قيمت در گذشته كمتر نشود و يا از حداكثر در گذشته بيشتر نشود.

- يعني نمي تونه؟
+ چرا از توانستن كه مي تواند اما مشكل تر است.

- دليل اين مشكل بودن چيه ؟ چرا قيمت نمي تونه از اين دو حد بالا و پايين به سادگي رد بشه؟
+ دلايلش مي تواند متعدد باشد.

- مثلا
+ مي تواند به خاطر اخبار اقتصادي و يا همان فاندامنتال كه قبلا صحبت كرده بوديم ، باشد.

- فكر مي كردم بحث فاندامنتال تمام شده .
+ خودت دليل خواستي و بايد بداني كه يكي از دلايل مهم يا 90% علت تغيير قيمت همان اخبار مي باشد.

-پس بحث تكنيكال ما چي شد؟
+ تكنيكال مطالعه روي نمودار و تجزيه و تحليل آن است و كاري به علت ندارد اما در هر صورت
علت وجود دارد ، فقط اينجا اين براي ما مهم نيست كه چه عاملي باعث شده كه قيمت بالا يا
پايين برود به طور خلاصه اينكه علتش برايمان مهم نيست حال هر چه مي خواهد باشد.

- خوب ادامه بده ببينم چيزي حاليم مي شه يا نه :shock:
+ حتما مي شود خوب چي داشتيم مي گفتيم؟

- خوب حالا با اين حداقل و حداكثر قيمت چه بايد بكنم ؟
+ قبل از پاسخ به سوالت بهتر است در مورد اصطلاحات صحبت كنيم . چون بعد از اين در سايتها
و يا كتابها و يا حتي صحبت با ديگر دوستان در مورد فاركس بيشتر از كلمات انگليسي بجاي
فارسي استفاده مي شود ، بهتر است ما هم آنها را با همان كلمات به كار ببريم اينطوري باعث
سردرگمي نخواهد شد .

- متوجه منظورت نمي شم
+ تعدادي از واژه هايي كه اينجا برايت نام بردم در واقع معادل يا ترجمه كلمات انگليسي آنها
هستند و بايد كه با آنها آشنا باشي تا در هنگام معامله و يا صحبت با ديگران مشكلي پيش
نيايد. در ضمن هيچ لطمه اي به زبان فارسي هم وارد نخواهد شد. :wink:

- خوب بگو
- در مورد روال يا روند كه قبلا گفته بودم ترجمه همان Trend مي باشد
- حداقل و حداكثر قيمت را براي درك بهتر مطلب گفتم و به ترتيب بايد از كلمات حمايت و
مقاومت بجاي حداقل و حداكثر استفاده كني كه آنها خود نيز ترجمه لغات Resistance , Support مي باشند.

خلاصه اينكه :
روال = Trend
روال صعودي = Bullish Trend
روال نزولي = Bearish Tren
نمودار = Chart
حمايت = Support
مقاومت = Resistance
قيمت = price
....
بقيه موارد را هم به تدريج ياد خواهي گرفت

- حالا بايد از كدومها استفاده كنم ؟ از معادل هاي فارسي يا انگليسي ها ؟
+ هيچ فرقي ندارد فقط در هنگام مطالعه طبعا با معادل هاي انگليسي روبرو خواهي شد و در
گفتگو با دوستان هر طور كه راحتتر هستين و اين موضوع اصلا مهم نيست فقط بدان كه استفاده
از واژه هاي انگليسي باعث نمي شود كه بقيه فكر كنند سواد بيشتري داري .
حالا به صحبتمان ادامه مي دهيم پس از اين به بعد در مورد آن قيمتهاي حداقل و حداكثر از
كلمات Support ( حمايت ) و Resistance (مقاومت ) استفاده مي كنم .

- پرسيدم كه با اين حمايت و مقاومت چه كار بايد بكنم؟
+در واقع بايد حواست به آنها باشد و ببيني كه چه موقع قيمت به خط حمايت يا مقاومت نزديك مي شود.

- چرا مي گي خط حمايت و يا خط مقاومت ؟ مگر هر كدام از اين دو فقط يك عدد نيستند ؟
+چرا حق با توست و در واقع هر كدام فقط يك عدد مي باشند ، اما چون بروي نمودار خطي
در اين قيمتها رسم مي كنيم تا هميشه آن را در نظر داشته باشيم براي همين به آنها خطوط
حمايت و مقاومت گفته مي شود.

- خيلي خوب و اگرقيمت به خطوط مقاومت و حمايت نزديك شد چه بكنم؟
+ در ساده ترين حالت اينكه وقتي به يكي از اين دو حد نزديك شدبايد صبر كني و منتظر عكس العمل بازار باشي .

- عكس العمل بازار يعني چه ؟
+ يعني اينكه منتظر باشي و ببيني كه آيا قيمت مي تواند Support , يا Resistance را
بشكند و يا اينكه برگشت مي كند .

- بشكند؟ شكستن خطوط يعني چي ؟
+ وقتي مي گويند قيمت Support ( حمايت ) را شكسته يعني كه از آن عبور كرده و چون خط
ساپورت همان پايين ترين قيمت بوده پس متوجه مي شويم كه قيمت به سقوط خود ادامه داده
و در مورد شكستن Resistance (خط مقاومت ) به اين معني است كه ...

- بزار من بگم .... به اين معني كه قيمت از حداكثر قيمت قبلي هم گذر كرده وبه صعود خود ادامه داده .
+ نه بابا مثل اينكه فكر هم مي كني. :P

- و برگشتن قيمت يعني چي؟
+ برگشتن هم يعني اينكه قيمت پس از نزديك شدن به Support و يا Resistance نتواسته
آنها را بشكند و تغيير جهت داده و .... خوب خود كلمه برگشت منظور را مي رساند ديگر.

- متوجه معني شكستن و يا برگشت قيمت شدم اما در هر كدام از اين حالتها بايد چكار كنم ؟
+ در هر كدام از اين حالات تصميم گيري فرق مي كند . به طور خلاصه براي يك مبتدي و كسي
كه به اخبار توجهي ندارد و از تكنيكال ساده استفاده مي كند بهتر است صبر كند تا قيمت از
اين محدوده ها دور شود حال چه خطوط را شكسته باشد و يا اينكه برگشت خورده باشد
و بعد بر طبق روال و همانطور كه با توجه به صعودي و يا نزولي بودنش تصميم به خريد و يا
فروش مي گرفتيم ، عمل كنيم .

- چقدر بايد از اين محدوده ها دور شود تا دوباره بتوانم معامله كنم ؟
+ اين يك فرمول و يا قاعده خاصي ندارد به نظرم بستگي به فاصله بين Support , Resistance
دارد اما وقتي تكنيكال پيشرفته را ياد گرفتي اطلاعات خوبي بدست خواهي آورد و برايت
ديگر اين سوالها ساده خواهند شد.

- باشه پس بزار من خلاصه اونچه كه ياد گرفتم را بگم
+ بگو

- اول اينكه به نمودار نگاه مي كنم كه 3 نكته ساده اما مهم را از توي آن پيدا كنم .
1 - روال
2- حداقل قيمت يا همان خط حمايت Support
3- حداكثر قيمت ويا همان خط مقاومت Resistance

- دوم اينكه اين نمودار را بايد در بازه يا واحد زماني مناسبي تنظيم كنم تا بتوانم به درستي
جهت حركت قيمت يا همان روال يا ترند را تشخيص بدم . هر چند كه چگونگي تنظيم درست
زماني نمودار و اينكه چه تفاوتي مي كند را هنوز برام توضيح ندادي.

- سوم اينكه در روال صعودي اول خريد مي كنم و بعد فروش و در روال نزولي اول فروش بعد خريد

- چهارم اينكه بايد حواسم به اين باشد كه اگر قيمت به Support و يا Resistance نزديك شد
صبر كنم و معامله نكنم تا به اندازه كافي از اين حدود دور شود حال چه گذر كند و يا اينكه
دوباره برگشت كند.

+درست است اين خلاصه صحبتهاي ما بود هر چند كه قطعا كافي نيست اما تا همين الان
هم از خيليها بيشتر مي داني.

- ....
+ مطلب مهم ديگر در مورد مقاومت و حمايت اين است كه درست است كه فقط يك قيمت
حداقل و يا حداكثر فقط وجود دارد اما در عمل چندين Support , Resistance موجود مي باشند

_ ....؟
+ در واقع چيزي كه براي ما مهم است خطوط حمايت و مقاومتي هستند كه به تازگي و يا در
گذشته نه چندان دور پديد آمده اند ، حتي اگر حداقل و يا حداكثر قيمت در گذشته نبوده باشند

- تا قاطي نكردم توضيح بيشتر بده
+ مقاديري از قيمت را به عنوان Support , Resistance در نظر مي گيريم كه قيمت حال حاضر
در محدوده آن دو در حال بالا و پايين رفتن باشد اما هرگاه كه اين خطوط را شكست خطوط ديگري
را تعيين خواهيم كرد كه قيمت در بين آن دو قرار گرفته

- فكر كنم كمي فهميدم
+ و نكته جالب اين است كه هر كدام از اين خطوط شكسته شوند تبديل به ديگري خواهند شد

- يعني چي ؟
يعني اگر خط مقاومت و يا همان Resistance ما شكسته شد اين خط ديگر Resitance نام ندارد
و به خط حمايت ( Support ) تبديل مي شود و همچنين اگر خط Support شكسته شد اين خط
را بعد از آن Resistance خواهيم ناميد.


- چرا؟
+ تا تو كمي در اين مورد فكر كني منم استراحت كنم . :wink:
امتياز دهيد :

+ :)
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 13:17  توسط   | 

مرحله يك : بي لياقتي ناهشيارانه

اين اولين گامي است كه برمي داريد موقعي كه شروع مي كنيد كه نگاهي بازار بيندازيد. مي

دانيد كه راه خوبي براي پول در آوردنه و هزاران چيز در مورد آن شنيديد و بسياري از ميليونرها

ديديد. متاسفانه مثل رانندگي كه در ابتدا كاربسيار راحتي به نظر مي رسه ولي بعد از مدت

كوتاهي فكر مي كنيد كه مشكل تر از اين نمي شه . در بازار هم قيمتها همين طور بالا و پايين

مي روند اين راز بزرگ چيه؟ بياييد كشفش كنيم .


مثل وقتي كه براي اولين بار پشت فرمان مي نشينيد و هيچ ايده اي راجع به كاري كه مي

خواهيد بكنيد نداريد .

معامله هاي زيادي مي كنيد و ريسك هاي زيادي رو متحمل مي شويد قيمتها برخلاف پيش

بيني شما تغيير مي كند شما درجهت خلاف دفعه پيش يك پوزیشن ديگر مي كنيد جهت تغيير

قيمتها برعكس مي شود دوباره و دوباره و....


خب اين مرحله يك است مرحله اي كه شما نسبت به بي كفايتي خود براي ترید کردن بي توجه

هستيد . مرحله يك مي تواند به مدت يك يا دو هفته طول بكشد و شما وارد مرحله دوم
مي شويد .

--------------------------------------------------

مرحله دوم : بي لياقتي آگاهانه

مرحله دوم جايي كه شما مي فهميد كه كار بيشتري بايد انجام دهيد و چيزهايي وجود دارند

كه بايد ياد بگيريد . شما هشيارانه مي فهميد كه يك معامله گر نالايق هستيد و شما مهارت و

بينش لازم را براي كسب يك سود معين نداريد .


در طي اين فاز شما سيستم ها و E-Book هاي فراواني مي خريد و وب سايت هاي زيادي از

روسي گرفته تا اكراينی مي خوانيد و جستجوي خود را براي يافتن جام مقدس آغاز مي كنيد .

در طي اين فازشما خوره سيستم ها مي شويد و از اين روش به آن روش مي پريد بدون اينكه

به يكي براي مدت كافي بچسبيد و ببينيد آيا جواب مي دهد يا نه؟ هر وقت به انديكاتور جديدي

بر مي خوريد خوشحالي وجودتان را فرا مگيرد كه اين ديگر خودش است .


تمام سيستم هاي اتوماتيك را روي متا تريدر امتحان مي كنيد از ميانگين ها گرفته تا خطوط فيبو

ناچي و حمايت و مقاومت و DMI , ADX , و.... و صدها چيز ديگر همه با اميد اينكه سيستم

جادويي شما امروز شروع مي شود .

شما سعي ميكنيد بالا و پايين قيمتها را بگيريد و سعي مي كنيد كه نقطه دقيق بازگشت را با

انديكاتور خود پيدا كنيد ولي باز هم ضرر مي كنيد با وجود اينكه كاملا مطمئن بوديد .

شما به چت روم هاي زنده مي رويد و مي بينيد كه ساير معامله گران از روشهاي بسيار ساده

سود مي كنند . چرا شما اينطور نيستيد . شما ميليون ها سوال داريد كه بعضي از آنها ممكن

است احمقانه به نظر برسند و شما كمي احساس خنگي كنيد و فكر مي كنيد كه اينها كه اين

حرفها رو مي زنند دروغگو هستند . شما مطالعه كرديد و چيزهاي زيادي مي دونيد حداقل به

اندازه آنها اطلاعات داريد پس چرا آنها سود مي كنند و لي شما نه . پس حتما دروغ مي گويند .


ولي مي بينييد كه حساب آنها روز به روز بزرگتر مي شود در حاليكه حساب شما كوچك و كوچك

تر مي شود .

شما مثل يك نوجوانيد . معامله گران ديگر شما را نصيحت مي كنند ولي شما لجبازيد و فكر مي

كنيد خوتون بهتر مي دونيد. شما حسابتون رو به انتها مي رسونيد و با وجود اينكه همه مي

گويند شما ديوانه ا يد باز هم توجهي نمي كنيد چرا كه شما بهتر مي دونيد !

شما به فرياد هاي ديگران توجه مي كنيد ولي حتي آن موقع هم اين كار نمي كند . شما پول

مي دهيد و از كس ديگري سيگنال مي خريد ولي بازهم آنها به درد شما نمي خورد .

اين قسمت سالها ممكن است طول بكشد . در واقع اگر به خوبي پيش برويد بيش از يك سال

طول مي كشد .

در نهايت مي رويد كه از اين مرحله خارج شويد شما پول وز مان زيادي را بيشتر از آنچه فكر مي

كرديد صرف اين كار كرديد . دو يا سه حساب بزرگ را صفر كرديد و شايد 3 يا 4 بار بكلي لز كار

منصرف شديد .

حالا مرحله سوم فرا مي رسد
----------------------------------------------------------
مرحله سوم : يافتم ، يافتم

در حين انتهاي مرحله دوم شما مي فهميد كه اين سيستم نيست كه تفاوت ايجاد مي كند .

شما مي فهميد كه واقعا ممكنه كه از يك ميانگين حركتي ساده و نه هيچ چيز ديگري هم پول

در آورد اگر شما بر خودتون كنترل داشته باشيد و مديريت مالي درستي داشته باشيد .

شما شروع مي كنيد به مطالعه كتابهاي روانشناسي معامله و با ويژگيهايي كه در اين كتابها

ترسيم شده اند آشنا مي شويد .

در نهايت لحظه يافتم يافتم ( ارشميدس) فرا مي رسد .

لحظه يافتم يافتم باعث مي شود كه افقهاي جديدي در ذهن شما باز شود .

شما ناگهان متوجه مي شويد كه نه تنها شما بلكه هيچ كس ديگري نمي تواند حركت بازار را

براي تا 10 ثانيه ديگر پيش بيني كنه چه برسد به 20دقيقه ديگر.

شما شروع به كاركردن فقط با سيستمي مي كنيد كه كاملا در آن جا افتاده ايد و كم كم

خوشحال مي شويد و آستانه ريسك مشخصي براي خود داريد .

شما شروع به انجام معامله هايي مي كنيد كه احتمال خوبي از سود را درآن وجود مي دهد .

زماني كه معامله بد مي شود شما عصباني نمي شويد و از آنجاييكه اين مطلب در مغز شما

فرو رفته كه هيچ كس نمي تواند بازار را پيش بيني كند حتي آن را اشتباه خود هم نمي دانيد .

به محض فهميدن اينكه پيش بيني تان درست نبوده فورا معامله را مي بنديد .

شما درك كرده ايد كه بازي معامله جزء يك چيز نيست : پيوستگي و نظم شما در گرفتن تمام

معاملاتي كه سيستم شما ميگويد صرف نظر از اينكه چه خواهد شد .

شما در مورد مديريت مالي و لوريج ، ريسك حساب و غيره و غيره ياد مي گيريد و واقعا در آن

غوطه ور مي شويد و بخاطر مي آوريد نصيحت كساني را كه يكسال پيش از اين همين حرفها را

به شما مي زدند .

شما آن زمان آماده نبوديد ولي حالا هستيد .

زمان يافتم يافتم وقتي فرا مي رسد كه شما واقعا قبول كنيد كه نمي شود بازار را پيش بيني

كرد و حالا مرحله چهارم فرا مي رسد .
-----------------------------------------------------------------------------

مرحله چهارم : باكفايتي هوشيارانه

بسيار خب ، حالا شما زماني معامله مي كنيد كه سيستم شما به شما مي گويد .

شما شكست ها را به آساني پيروزي ها قبول مي كنيد .

شما ريسك را قبول كرديد در حين اينكه مي دانيد سيستم شما ميزان سود بيشتري از ضرر

دارد و وقتي در حال ضرر هستيد معامله را با كمترين آسيبي به حسابتان مي بنديد .

شما در زماني هستيد كه نه سود داريد ونه ضرر . يك هفته 100 پيپ مي بريد هفته ديگر 100

پيپ مي بازيد ولي در كل نه برنده ايد نه بازنده .

شما اكنون نسبت به مساله آگاهيد و نظراتي كه مي دهيد عموما خوبند و مورد احترام ديگر

معامله گران قرار مي گيريد .

شما هنوز بايد كار كنيد و در مورد معاملات خود فكر كنيد و همتنطوريكه اين موضوع ادامه پيدا

مي كند سود شما كم كم از ضررهايتان بيشتر مي شود .

شما به سود تقريبا ثابتي در هفته مي رسيد . يك هفته 25 پيپ ، هفته ديگر 50 پيپ و همين

طورالي آخر.

اين مرحله به مدت 6 ماه طول مي كشد و اكنون مرحله پنجم فرا مي رسد .

------------------------------------------------

مرحله پنجم : بالياقتي نا هشيارانه

حالا مثل راننده ماهري كه پشت فرمان مي نشيند شما وارد معامله مي شويد . همه چيز

اكنون در سطح ناهشيارانه قرار دارد .

مثل اينكه هواپيماي خودكار را برانيد . شروع به انجام معاملات بزرگ مي كنيد و در آوردن روزي

100 پيپ برايتان كاملا عادي است .

اين مدينه فاضله معامله است . شما براحساسات خود غلبه داريد و اكنون يك معامله گر

هستيد كه حساب شما روز به روز بزرگتر مي شود .

شما در اتاقهاي گفتگوي معامله يك ستاره هستيد . همه به حرفهاي شما گوش مي كنند و

شما با سوالاتي كه ازتون پرسيده ميشه آنها را در جايگاه 2 سال پيش خود مي بينيد .

شما مي دونيد كه نصيحت ها يتان فايده اي نداره چون انها در معامله نوجوانند . بعضي از آنها

به جايي كه شما هستيد مي رسند بعضي ديگر از ديگران سريع ترند و بعضي كند تر . در واقع

خيلي ها نمي توانند از مرحله دوم بگذرند اما عده اندكي مي توانند .

معامله كردن ديگر براي شما هيجان انگيز نيست بلكه خسته كننده هم هست . مثل خيلي

چيز هاي ديگه در زندگي كه وقتي در انها حرفه اي مي شويم تنها به عنوان شغل انجامش مي

دهيم و برايمان هيجاني ندارد .

شما اكنون مي توانيد سرتان را بالا نگه داريد و بگوييد :؛ من يك معامله گر ارز هستم .؛
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 1:36  توسط   | 

پرسش های زیادی است که در افزایش سرمایه کدام ها شرکت کنیم و در چه مواردی خارج شویم ؟ به نکات زیر که حاصل تجربه بنده است توجه کنید موضوع روشن می شود.
افزایش سرمایه شرکت ها را به سه گروه تقسیم می کنیم:
1 آنها که در روند نزولی قرار گرفته اند و ضرر و زیان حسابی دارند اما هنوز بازار دقیقآ متوجه نیست. برای جبران خسارات و بالا رفتن موجودیشان و بر آمدن از پس زیان تحت لوای گسترش طرح ها و .....اقدام به افزیش سرمایه می نمایند.و معمولآ این افرایش سرمایه از 100% بیشتر است و بستگی مستقیم با میزان ضرر آنها دارد.نمونه بارز این گروه سهم بکام است.
2 آنها که در روند نسبتآ خنثی اقدام به افزایش سرمایه می نمایند . که به دو زیر گروه تقسیم می شوند:
الف- آنها که عادتآ افزایش سرمایه را می خواهند.از این طرف در مجمع مقداری سود تقسیم می کنند و از آن طرف تحت عنوان افزایش سرمایه آنرا پس می گیرند.نمونه بارز این زیرگروه سهم سفارس است.
ب- آنها که واقعآ برای طرحهایشان نیاز مالی دارند و عدم افزایش سرمایه می تواند رشد آتی آنها را بخطر بیفکند.نمونه بارز این زیرگروه سهم عمران و توسعه فارس است.
3 آنها که شدیدآ در روند صعودی قرار داشته و گمانها به تداوم صعود آنهاست.ارزش هر برگ سهم آنها اعداد بالایی است و به واقع می بایست 6 رقمی باشد.یا به قول سطحی نگران ارزش بازار می تواند فراتر از یکصد برابرارزش اسمی و یا حتی ارزش ویژه باشد.روانشناسی عوام بازار این ارزش بازار بالا را قبول نمی کند.باید چه کنند؟ قیمت سهم را با افزایش سرمایه از لحاظ روان شناسی با بازار تطبیق دهند.اینها وضعیت مالی مناسبی دارند و هدف به جمع آوری مالی مربوط نمی شود بلکه هدف به تطبیق با روانشناسی بازار مربوط می گردد.نمونه های بارز این گروه سهام فاسمین چند ماه قبل و خصوصآ فرآور آتی است.
مورد 1 را به سان سم می دانم هم برای سهامدار که از نگهداری سهمش حدود 70% مالش را زیان می بیند و هم برای خود شرکت که در عوض ابتکار و نوآوری در روش های جدید تولید به سمت دریافت هزینه از سهامدار عادت می کند.در مورد 2 اعلیرغم اینکه افزایش سرمایه زیرگروه ب ضروری است لیکن روند حرکت سهم تقریبآ در محدوده خنثی نوسان نموده و بازدهی عالی به سهامدار تقدیم نمی کند.
در مورد 3 که در واقع منظور از افزایش سرمایه تطبیق سهم با روانشناسی بازار و کم نمودن فاصله ارزش اسمی - ارزش ویژه با ارزش بازار است معمولآ بازدهی بسیار مناسبی را به سهامدار تقدیم می کند.شرکت در افزایش سرمایه اینها توصیه شده است.
نتیجه : فرار از شرکت در افزایش سرمایه شرکت های با روند نزولی و در زیان و در مقابل شرکت در افزایش سرمایه شرکت های در روند صعودی و در سود.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 1:29  توسط   | 

پول، براي افراد مختلف، معاني متفاوتي را تعبير مي‌كند. براي برخي استرس زا و براي برخي ديگر آرامش‌آور است. گروهي از افراد آن را آرزو دارند و عده‌اي ديگر از آن اظهار انزجار مي‌كنند.

نگاه معامله گران پيروز، به پول، متفاوت از سايرين است. آن‌ها هرگز به نيت ثروتمندتر شدن مبادرت به خريد و فروش نمي‌كنند. اين افراد، بازار‌هاي مالي را جايگاهي شبيه به ميدان بازي مي‌انگارند كه پول در آن نقش امتياز را ايفا مي‌كند.

اگر يك معامله گر بتواند براي پول نقش متفاوتي از آنچه اين جادوگر سبز در زندگي بازي مي‌كند، قايل شود، ميزان زيادي از استرس و اضطراب خود را حذف مي‌كند. حقيقت اين است كه اين خود معامله است كه روح معامله گر موفق را ارضا مي‌كند. سود و زيان در رديف‌هاي بعدي قرار دارند. درمقابل، روحيهء معامله گران مبتدي با هر سود و زياني به كلي دگرگون مي‌شود. سودي ناچيز آن‌ها را به عرش مي‌برد و اندك زياني كاملا مايوسشان مي‌كند.

در يادداشت‌هاي پيشين، بارها و بارها، بر وجود احساس در بازار و اهميت درك و سنجش آن تاكيد كرديم. امروز، مي‌خواهيم بگوييم آنچه فوق‌العاده مهم است، اين است كه يك معامله گر هرگونه احساسي را از معاملات خود بيرون كند. توجه كنيد كه سنجيدن احساس بازار و بررسي آن يك چيز است و برخورد احساساتي با روندها چيز ديگري.

اولين گام در برخورد عاقلانه، مسوليت‌پذيري است. اگر براي خريد و فروش‌هايتان نياز به مشورت شخص ديگري داريد، اگر عادت داريد نظر افراد مختلف را در مورد سهامتان بپرسيد، خوب است بدانيد هنوز به مرحلهء نخست معامله‌گري نيز نرسيده‌ايد. يك معامله گر زبده نيك مي‌داند كه هر كس از زاويهء ديد خود و استراتژي خاص خود در كوتاه يا بلندمدت خريد و فروش مي‌كند. نسخه‌اي كه در مورد يكي شفادهنده است، ممكن است براي ديگري مهلك باشد.

گام بعدي پيروي كامل از استراتژي و قوانين مكتوبتان است. در اين مورد نيز پيشتر به تفضيل سخن رانديم. تبعيت از قانون نقش احساس را كم‌اثر و عقل را پررنگ مي‌كند.

خوانندگان گرامي، مطلبي كه مي‌خواهيم بگوييم اين است كه معامله از هر نوع اش، خواه سودده خواه زيانده، اضطراب‌آور است. هيجان‌هاي اين چنيني مي‌توانند مهلك باشند.

اگر به معامله‌گران موفق نگاهي بياندازيد، صفتي را در تمام آن‌ها به اشتراك مي‌يابيد. آنان افرادي مضطرب نيستند بلكه، به مرور زمان، موفق شده‌اند هيجان را از سيستم معاملاتي خود حذف كنند. راز پيروزي نيز در همين جا نهفته است. هنگامي كه وجود شما مملو از استرس است، تصميم‌گيري عاقلانه محال به نظر مي‌رسد. به عنوان يك پيشنهاد: معامله نكنيد، بازي كنيد و به يك بازيگر حرفه‌اي تبديل شويد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 2:37  توسط   | 

من هم مثل خیلی از بچه های نسل خودم و قبل و بعد از خودم، برای پدرم احترام زیادی قایلم؛ من هم مثل خیلی از این بچه ها از پدرم، آموزه های بسیاری آموخته ام. صبر، ایمان، پایداری و درستکاری اگر در من وجود داشته باشد، از برکت زندگی او بوده و هست. اما هیچ وقت با یک ویژگی اش کنار نیامدم. هیچ وقت نتوانستم کارمند خوبی باشم.
دو ماهی می شود که اداره ثبت اسناد را برای گرفتن یک سند زیر و رو می کنم. کارمندانی را می بینم که :
از تغییر موقعیت شان می ترسند، پس مسئولیت رفتار خودشان را نمی پذیرند، چون هزینه های این پذیرش را نمی توانند متحمل شوند.
در این میان کارمندان زیادی را هم می بینم که بخشی از وقتشان صرف امور شخصی شان می شود یا به خوش و بش با همکارانشان می گذرد.
گرچه می توان کارمند درستکاری بود(چنانچه پدرم بود)، اما من ترجیح دادم کمتر این ویژگی را در خودم بپرورم.
پدرم بعد از انقلاب که اوضاع دیگر بر وفق مراد کارمندان و خیلی از حقوق بگیران نمی چرخید، خانه ای داشت، ماشینی که بعدها به فروشش ناچار شد و مقداری سرمایه که برای کارهای جاری اش به آن ها نیاز پیدا کرد و حقوق بازنشستگی اندکی، که خدا زیادش کند.
مدتی است که به خودم می گویم، اگر هم می خواهی کارمند باشی، بی نیاز از حقوق ماهانه ات باش.
امروز که قبض های تلفن و برق را به صورت اینترنتی می پرداختم، با خودم گفتم تکیه به حقوقی که با فشار دادن یک دکمه کم می شود، اشتباه بزرگی است. برای همین من برای خودم سرمایه ای دارم که فارغ از حقوق ماهانه ام کار می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 10:32  توسط   | 


وقتی حتی از بازی کردن هم می ترسی، برو بازی کن..... اما درست بازی کن. قوانینش را یاد بگیر، برای برنده شدن بازی کن، یاد بگیر کم ببازی و زیاد تر ببری، اما همه اش آرام آرام
زندگی هم بازی است. وقتی از اتفاقی در آن می ترسی، همین کارها را باید بکنی
امشب، پوکر زدیم با چند تا از رفقا.... بازی پر مغز و جالبی است. از یک دست ورق، کارت های کم مایه از دو تا شش را کنار می گذاری .... بقیه را پخش می کنی... هر کس باید بتواند کارت هایی را با هم ردیف کند، چند رنگ، چند عدد یا عکس مشابه، چند کارت با اعداد پشت سر هم و الی آخر. هر کدام امتیاز خودش را دارد. وقتی دست ات را نگاه می کنی باید بتوانی بفهمی می توانی برنده باشی یا نه؟ چه کارتهایی را بیاندازی تا احتمالا چه چیزهایی نصیبت شود تا بتوانی برنده باشی؟ و مهمتر از همه یاد می گیری چطور تنها به کارت هایی که در اختیارت است فکر نکنی و محدود به آن ها نشوی، امکانات زیادی در اطراف ات هست که می تواند تو را برنده کند. تو با یک دست خوب می توانی ببازی و بدون هیچ کارتی می توانی ببری.... مهم این است که ریسک کنی و حاضر باشی درست خطر کنی. زیاد نمی توانی وقت تلف کنی، نمی توانی همیشه تماشاگر باشی. نمی توانی همیشه کنار بنشینی و ریسک نکنی، چون اگر درست نگاه کنی، آخرش بازنده می شوی اگر هیچ کاری نکنی. تازه از یک مرحله به بعد، حتی اگر به بازی هم ادامه ندهی و جا بزنی، باید پولی را پرداخت کنی. به نظر من که نظر یک نویسنده دوست داشتنی است، این کارهای به ظاهر کم خطر، ریسک دارد؛ کاری که حساب و کتاب درش هست، خطر ندارد.
و این همه، یعنی زندگی.
من از بازنده شدن در بازی می ترسم. اغلب با آقا منشی از بازی کردن طفره می روم. اما زندگی، جای طفره رفتن نیست. آنجا هم از بازی کردن می ترسم، اغلب ترجیح می دهم شنونده، پیشنهاد گیرنده، منفعل و تماشاچی باشم. و اغلب شکست ها، باخت ها و نبردن هایم را توجیه می کنم.
باید بازی کرد، اما اگر قواعدش را ندانی، زمین خواهی خورد. من از ندانستن قواعد پوکر، 50% سود عفب افتادم. اما به خاطر ترس از شکست، 50% در زیان افتادم. این زیان حاصل بسنده کردن به بردهای اندکی بود که اوایل بازی کسب کردم. چون همیشه از ریسک کردن ترسیده ام، وقتی اقبال به من رو می آورد، سودم را به سرعت شناسایی می کنم تا از دستم نرود.
اما باید خطر کرد. آنهم آگاهانه .... سود های اندکی که این روزها به دست می آورم و حاصل ماندگاری ام در بازار است، به درستی راهم نوید می دهد. اما بهترین دوستانم، شکست های گاه و بیگاهم هستند
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 10:30  توسط   | 

رابرت كيوساكي در كتاب پدر پولدار، پدر فقيرش تاكيد دارد كه در خريد دارايي (از جمله زمين يا سهام)، به سود در هنگام خريد فكر كن. بعد از خواندن اين مطلب، تلاش كردم تا آن را به كار ببرم. اول، خريد هاي قبلي ام را مرور كردم. خريد پتروشيمي آبادان در نوسانات منفي و گه گاه صف فروش با قيمت 8200 ريال و فروش بخشي از آن كمتر از هشت ماه بعد با قيمت 11000 ريال و فروش بخش بعدي اش بعد از دريافت سود سالانه به قيمت 12000 ريال، حاصل رعايت خواه ناخواه اين سياست بود. خريد 1300 ريالي ليزينگ غدير به نيت رشد قيمت تا قبل از مجمع و فروش آن به قيمت 970 ريال البته بعد از دريافت سود جزيي مجمع، ناشي از بي توجهي به اين روش بود. چندي پيش هم با تمركز روي اين سياست، دستور خريد نيرو ترانس دادم در حالي كه هنوز بازار، معامله سنگيني روي ان انجام نمي داد. اين بار با اشتباهي كه كارگزارم كرد و به جاي آن، ايران ترانسفو خريد، چيزهاي ديگري ياد گرفتم. تكرار همكاري با كارگزاري كه چند بار ديگر هم از اين خطاها كرده بود، درس بزرگي، نه در بورس كه در زندگي به من داد؛ قاطعانه و بدون رو در بايستي و بر اساس مصالح خودت تصميم بگير. با آدم هاي متخصص كار كن. حاضر باش هزينه اشتباهات خودت را خودت بپردازي
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 10:27  توسط   | 

چون فكر مي كنم سود بردن در خريد استراتژي مهمي منحسوب مي شه، باز هم مي خوام در موردش بنويسم

از مدت ها پيش مبلغ درشتي را (البته براي خودم كه سرمايه گزاري هاي ريز 100.000 توماني انجام مي دهم) براي خريد زمين به قصد سرمايه گزاري كنار گذاشته بودم. براي اين كه تا رسيدن زمان مناسب، پولم از بين نرود، آن را به بانك سپردم تا از سود كوتاه مدتش استفاده كنم.
موقعي كه همه چيز داشت براي انجام سرمايه گزاري فراهم مي شد، تصميمم را عوض كردم و دو تا سه ماه اجرايش را به تعويق انداختم. علتش يك چيز بيشتر نبود، زير سوال رفتن استراتژي سرمايه گزاري ام يعني "سود بردن هنگام خريد"
پيشنهادي كه به من شده بود جذاب بود: 10 ميليون من عدد بزرگي براي يك سرمايه گزاري خيلي سود آور نبود. اما مي توانست با سرمايه هاي كوچك ديگري جمع شود و امكان رشد زياد پيدا كند. زمين هايي كه در آينده رشد 20 ،‌30 ‌تا 100 درصدي خواهد كرد، امكاني بود كه اين سرمايه گزاري مي توانست در اختيار من قرار دهد
اگر به استراتژي من اعتقادي نداشته باشي،‌ صرف اين پيشنهاد، تو را وسوسه مي كند تا در اين مشاركت كه هر كس در آن به مقدار آورده اش مي برد، شركت كني. اما من به قيمت فكر كردم. براي من اهميت زيادي نداشت كه فردا براي زمين هاي من چه اتفاقي مي افتد، مهم تر اين بود كه بتوانم امروز زمين هايي با قيمت مناسب تر پيدا كنم
مثال ديگري بزنم: من در بازار بورس، به دنبال سهامي كه همه، خريدار آن اند و به قول معروف براي آن صف خريد ايجاد شده نمي روم. علت آن هم اين است كه من فكر مي كنم اگر سهمي را پيدا كنم كه از نظر من، شرايط مناسبي را دارد، و قيمت مناسبي هم دارد(خريداران براي آن دندان تيز نكرده اند تا فروشندگان هم ناز كنند و قيمت ها را بالا ببرند)، در آن صورت به موقع رشد هم خواهد كرد و من سودم را زماني مي برم كه آن را در قيمت مناسب خريدم. اما وقتي وارد جريان فشارهاي خريداري مي شوم، با قيمت بالا، سهمي گيرم مي آيد كه ممكن است كمي هم رشد كند و با هر رشد قيمتي، من بايد حواسم باشد كه سهم به سمت پايين كله نكند
منظور من از سود در موقع خريد، يعني اطمينان از اين كه موقع خريد، بهترين قيمت را پيشنهاد داده ام نه اين كه موقع فروش با چه قيمتي مي توانم آن را آب كنم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 10:26  توسط   |